در خصوص مطلب قبلي كه نوشته بودم يه سايت پيدا كردم كه بنظرم با اين سيستم ايران و جهت حركتي كه داره ميره به درد مي خوره.
سايت استادان عليه تقلب در اصلي وبلاگي هستش كه سعي داره جلوي اينگونه مسائل رو بگيره، وبلاگ مذكور خودش رو به اين صورت معرفي كرده:
"این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاههای کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاهها چه از سوی دانشجویان و چه از سوی اندکی از اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکتهای غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزههایی چون اخذ مدرک یا ارتقای مرتبهی دانشگاهی صورت میگیرتد.
ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آنرا هم نمیپذیریم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روشهای تقلب را بیان و ضمن آموزش به دانشجویان و تلاش برای اشاعهی اخلاق و آداب حرفهای در جمع خودمان، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشههای آن واکنش جدی نشان دهند."
اين هم پست مربوط به نابغه بزرگ، مسعود مولوي هستش. مطالب ديگهاش رو بخونيد هم بد نيست. خدا رو شكر بعد از مدتي يه سايت ايراني پيدا كردم كه خوشحالم كرد.
اي خدا!! تا من ميام بگم ديگه كمتر گير ميدم و حالا حالاها نمي نويسم، از وسط آسمون يه داستان ميافته وسط دامان ما! نمي خوام خيلي توضيح بدم اما در كل قضيه استاد، پروفسور؛ نابغه قرن “مسعود مولوي” رو شنيدهايد؟
بصورت خيلي خلاصه مساله اينه كه ايشون به عنوان يك نابغه جوان و خيلي مهم معرفي شده كه كارهايي مانند "ساخت نخستین هواپیمای مافوق صوت بدون سر نشین" و يا "دسترسي به فن آوري هوش مصنوعي سخنگو" و غيره رو انجام داده است! از جمله اينكه 50 اختراع داره!
حالا مساله اصلي اينه كه بنظر مياد اين آقا هم همينجوري الكي به عنوان استاد و نابغه معرفي شده و در كل احتمالا از من و شما تا حدي كم هوش تر است! من در اين خصوص خيلي بحث نمي كنم چون حوصله نداشتم دنبال كلي مرجع و رفرنس برم كه بتونم بطور قاطع بگم طرف يك دروغگوي بزرگه، اما كلا الان اين حرف مطرح شده .... و خب خيلي هم سخت نيست، يكم فكر و منطق مي خواد. مي شه سرچ كرد و ديد كه اسم ايشون در جاهايي كه بيان كردهاند بوده اند نيست و همچنين حتي سادهتر ميشه صحبتهايي رو از اين آقا ديد كه كاملا بچهگاه و عامه پسند است! بدتر از اون مطالبي است كه روزنامهها نوشته اند! بزارين اول من چند تا دليل بيارم كه ايشون از داستان پرته و نابغه نيست تا بعد بگم كه چرا الان به عنوان نابغه و بت معرفي شده:
قسمت اول، دلايل ساده براي نشان دادن وجود مشکل در موضوع:
از صحبتهاي خود اين آقا مسعود هست كه در خصوص يكي از كارهايي كه اين هوش مصنوعي ارسه انجام ميده گفته: اگر تصوير هر انساني مثل دوست يا شخص فوت شده اي را به سيستم بدهيم، اين سيستم با نويز و صداي آن فرد به ما پاسخ داده و با ما حرف مي زند.
اين ديگه واقعا عين فيلمهاي تخيلي و البته يكم مسخره هستش! اولا واقعا گفته نويز؟!؟ منظورش ويس voice بود؟ نويز كه مال انسان نيست!! مطلب نوشته شده در اخبار خيلي كوتاهه ولي فكر كنم منظورش اينه كه طرف از چهره صدا رو تشخيص ميده! نه؟؟ یعنی از عکس من می فهمه صدام چجوریه!! و شاید منظورش اين بوده كه ماهیت عكس اسكن شده رو تشخيص ميده و مثلا می فهمه مربوط به کدوم صداست اونوقت بايد گفت زكي! آخه اين هم شد کار مهم؟؟ خيلي راحت ميشد با يك كليك بگي بجاي بابا بزرگم حرف بزن! چرا حالا عكس بدي بهش! تازه تشخیص به این صورت سخت نیست. در هر دو صورت موضوع مسخره است! و البته یه موضوع دیگه هم است و اون هم اینکه عکس شما میشه یک تصویر متحرک و حرف میزنه که باید گفت چه داستان تخیلی جالبی!
بعدش هم گفته كه سامانه رو هر چيزي ميشه نصب كرد و .... و گفته كه تاکنون چندين موسسه و شرکت معروف جهان پيشنهاد چند ميليون دلاري براي خريد اين دستاورد علمي داده اند، اين هم از اون حرفهاست! چند ميليون دلار؟؟! بابا مگه اونا مثل من و شما پول مخت خوري نفت دارن كه به اين راحتي چند ميليون دلار بدن!! شماها هم ناز و اطفار بريزين!
راستی ۵۰ تا اختراع چقدر زمان لازم داره؟ یک نفر هر سال چند تا اختراع میتونه بکنه؟! ماشالله ایشون یکی پس از دیگری اختراع بیرون میدن! طرف یه مقاله خوب داره رو هوا می زننش ایشون رو چرا تا بحال ندزدین؟؟
ديگه اينكه سايتهاي معرفي شده كه عبارتند از : http://www.pais.ir، http://www.roboparse.ir، و http://www.masoudmolavi.ir از طرف ايشون همه فلج تشريف دارن، ناقص هستند و يا اصلا نيستند! در ضمن مطالبي كه توي سايت pais آورده شده واقعا شاخ انسان را در مي آورد! :
کسب مقام نایب قهرمانی جهان در مرحله فینال مسابقات جام جهانی کامپیوتر 2008 -- پیشنهاد خرید و بازدید معاون کمپانی مایکروسافت از PARSE AI SYSTEM -- عکس العمل مدیرکل فناوری اطلاعات کمپانی اینتلIntel پس از بازدید از سامانه پارسه --پیشنهاد خرید اداره پست دولتی چین ، برای استفاده از هوش مصنوعی در ادارات پست!!
قسمت دوم، چطور اين آقا نابغه معرفي شده و همه ستايشش مي كنند؟
1- بزرگنمايي داستانها، چسباندن لقبهاي گنده تر از تصور كه موضوع تازهاي در ميان ايرانيان نيست
در روزنامه آفرينش چنين نوشته شده است: دانشجوي مهندسي عمران دانشگاه آزاد اسلامي واحد نجف آباد با دستيابي به فن آوري پيشرفته هوش مصنوعي سخنگو با قابليت هماهنگ سازي تصاوير مجازي انسان توانست نام ايران را به عنوان پدر علم نوين هوش مصنوعي در جهان مطرح سازد. توي اينترنت كه ميري بعضيها بهش ميگن بيل گيتس ايران و خيلي ها نوشته اند كه در چشمانشون اشك حلقه زده
2- برتري طلبي و فخر فروشي دروني ايرانيها، و علاقه شديد به اينكه همش به اين نتيجه برسيم كه ما كارمون درسته
خيلي از ماها وقتي همچين داستاني رو ميشنويم انقدر اون آرزوي ديرينه درونمون قوي هستش و انقدر دوست داريم كه در اين دنيا به مردم كشورهاي ديگه بگيم زكي كه چشم و گوش بسته دنبال همچين داستاني ميافتيم و ده تا ديگه هم خودمون اضافه مي كنيم بهش و براي بار 864 دوباره نتيجه ميگيريم كه ما باهوش ترين مردم جهان هستيم و براي بار 312 ميگيم كه دنيا در دستان ما بوده و ما همه كاره بوديم و بعدش به افتخار اين پيروزي ميشينيم و يكي از سريالهاي ايراني بسيار بسيار با ارزش اين روزها رو نگاه مي كنيم و آخرش هم تو رختخواب عين يه بجه به خواب مي ريم با لبخندي به لب!
3-بي سوادي عمومي، چه در ميان مردم، چه در ميان رسانهها و نيز عدم علاقه به تفكر و تفحص
دليل ديگه اين مشكلات اينه كه ما كلا در بيسوادي خودمون غلت ميزنيم و عين خيالمون هم نيست! الان تا يكي يه صحبت از ايران و آمريكا بكنه، تمام افراد دور و برش ميشن كارشناس حرفهاي با خواندن هر دو سال يك كتاب و دانستن نصفه و نيمه زبان فارسي. كافبه بگي مريضم، انقدر دكتر هست كه هزار جور برات نسخه ميپيچه! من نمي دونم چه مرضي هستش كه بگن بلندن! حتي وقتي آدرس مي پرسي هستند خيلي از آدمها كه اصلا نمي دونند ولي نظر ميدن، از يك ساعت گرفتاري نازه ميبيني كل حرفهاش چرت بوده! اصلا مكاني كه ميخواي يه جاي ديگه است!
حتما دلايل ديگري هم هست، اما بنظرم اين دلايل مهمترينهاش بودن. مطالب مرتبط رو مي تونيد اينجا بخونيد كه اخبار روزنامههاي ايران هستش! واقعا كه! آبروي روزنامه رو برديد شما با اين سيستم كارتون
من بعضی از جملات رو در این پایین می نویسم واسه کسانیکه شاید سرعت اینترنتشون کند باشه و نتونن فیلمها رو کامل ببینید.
لینک فیلم اول (قسمتهایی از متن در زیر آمده است)
خوابيم!
ميگم وصيت نامهات رو نوشتي؟ ميگه حاج آقا دشمناي ما بميرن! شيخهاي مارمولك بميرن! مگه الان موقع مرگ مايه (ما هستش)....
به خدا امان از بي سوادي، لا مصيبت اشد من الجهل.
دردي بدتر از درد نادوني نيست
ما رو سر بند كردهاند، هر بلايي سرت مياد ميگن قضا و قدره
ما نمي دونيم خدا فقط براي ما قضا و قدر داره؟
اونم فقط بديها مون قضا و قدره؟
لقمه تو خون مي زني!!!
(ميگن) صبر داشته باش، خدا دارد تو رو امتحان مي كنه
مگه بيكاره خدا؟!؟ فقط ناظم مدرسه مايه (ما هستش)؟.....
يكبار خدا به ابراهيم گفت بچهات رو قرباني كن!
يكبار به مادر موسي گفت بچهات رو بنداز تو آب!
يكسره با هم آب بازي مي كردن اينها؟!؟
مردم ايرانيد شما، باور كنيد آقا من بي سواد نيستم جلوتون آمدمها
مردم ايرانيد، بارتون آورده اند
همينجور ساده انديشيد، زود راضي ميشيد، زود ميخنديد، زود مي پسنديد يه چيز رو
زود راي ميديد! زود راي ميديد!
جادههاي بين راهي ميره يادگاري مينويسه روي در دستشويي
براي اينكه نفله بدبخت مينويسه اعزامي سرباز وظيفه از چغندر آباد
مي خواد بمونه ديگه. اگر نه بدبخت فلك زده اينجا جاي نوشتنه؟؟
عقب موندهي جهان سومي
رو تنه درخت وكيل آباد مي نويسه F E اول اسم خودش و دوست تلفنيش رو مينويسه
ميخواد بمونه ديگه
براي چي بعضيها مدل هندي عكس ميگيرن، اينجوري، اينجوري ادا اطفار دارن
براي چي اينجوري حس؟
بعضي ها هم كه انتخابات كه بياد باز خواي ديد: اينجوري (اداي ژرست بعضيها رو درمياره)
به عنوان اينكه با فيثاغورث؛ با آلبر كامو ميخواد اين مخ برابري كنه
آخه بدبخت، چي داري ؟ از سواد چي داري؟ از اقتصاد چي ميدوني؟ از تثبيت نرخ ارز؟از نميدونم از نظم نوين جهاني؟ .... (ژست دوباره )... به او راي بديد خادم ملت است ... هاه! جمال ميليونهاش رو عشق است!
دارن كجا ميبرن شما رو؟ شبها مسجد نرينها
بشين همون سريال آخرين گناه رو تماشا كن تا امام زمان بياد! J
مسجدها خلوت، زندانها شلوغ
كتابخونهها خلوت، دادگاهها شلوغ
سزاي شما رو همين مارمولكها ميدن، همين سريال زير آسمان شهر وخشايار وخانم فرامرزي و بهروز خالي بند
جدي ميگم! كو شمايي كه بايد چنان سخت..... وقتي آمار گرفتن گفتن كه 80 درصد مردم دارن سريال نرگس رو تماشا ميكنند
خب اين چه آموزشي داشت؟! ما به اندازه تو روانشناسي خونديم، ما هم مي فهميم روابط بين انسانها
ولي يك سريالي است به نام قصهها جزيره برو نگاه كن اونها هم فيلم ميسازند؛ اگه تو روابط بين انسانها رو ميخواستي نشون بدي، بفرما، يه سريال ساختن روزي روزگاري، يك دزد سر گردنه رو يك پيرزن تربيت كرد فرستاد خانه بخت
اين چه جور فيلمي كه ساختي، هي لفت و لعاب، هي بهروز...
الان كشور مصرفي در جهان ايرانه
چهار برابر آلمان شما سوخت مصرف ميكنيد
اولين كشور مصرف كننده نوشابه گازدار
اولين كشور مصرف كننده لوازم آرايشي
سالانه يك ميليون و هشتصد هزار تن فقط قند و شكر مصرف مي كنند ايرانيها
سالانه يك ميليون و دويست هزار تن فقط روغن نباتي وارد ميشود
چه خبرتونه؟ كو بازدهي اين همه مصرف؟ چي شد؟
فوتبالتون رو ميخواهيد كه دست از پا درازتر برميگرديد
چهار ميليارد تومن بلعيدين بودجه، فقط فوتبال......
حدود يه ماهي ميشه كه ميخوام قسمت دوم افتخار مزمن و ما ايرانيان بيهمتا را كامل كنم و بزارم تو وبلاگ اما دست و دلم نميره به انجامش. خب راستش آسون نيستش كه بخواي از بديها بگي و همه چيز رو ببري زير سوال، خصوصا وقتي كه يكم آرومتر شده باشي ... مهمتر از اون اينه كه نوشتن بايد يه فايده اي داشته باشه، اگه بنويسي و باعث بشه كه دشمنات دو برابر بشن سودش چيه؟! به خودت ميگي خوب اگه بر تعدادي اثر كرد سودمنده! اما وقتي كسي گوش نكنه چي؟ وقتي اغلب كساني كه مي بيني سعي مي كنند به واقعيتهاي تلخ گوش نكنند، براي خودشون داستانهاي زيبا و فوقالعاده بسازند از خودشون و كشورشون تعريف كنند، ايا اين ادمها اصلا به حرفي گوش ميكنند؟ نه، فكر نميكنم. اتفاقا بنظرم اين آدمها بيشتر يك نفر مثل من رو ديونه يا مريض رواني مي پندارند، همينطور كه پنداشتهاند، مريضي كه دوست داره بگه ما در اوج قلهها نيستيم، ميخواد بگه اين جايي كه قرار داريم يه نيمه ويرانهاي است كه فقط ما و تنها ما ازش كوهستان ساختهايم و از همه جايش تعريف مي كنيم...
موندهام كه چرا اين مردم اعتراض ميكنند به اينكه دولت هر كسي رو که حرف مخالف ميزنه دستگير ميكنه و به اغتشاش و تشویش اذهان عمومي متهم! مگه خود اين آدمها همين كار رو نميكنند؟ اينها كه كوچكترين حرفي كه مستقيما به خودشون هم ربط نداره باعث بالا زدن رگ غيرت و استشمام بون خون ميشه چطور به اون قضيه ايراد وارد ميكنند؟
چند روز پيش برنامهاي تو تركيه احمدي نژاد و پوشش خانمش رو مسخره كرده بود، يه عده كه از مخالفان همين دولت و حكومت اين چيزها هستند سر و صداشون در اومده بود كه به تركهاي خر چه ارتباطي داره؟! اون مجري فلان فلان شده داره چي ميگه، مي ناليند از چرخ گردون روزگار كه چرا ما به اين روز افتادهايم كه تركهاي .... ميان و ما رو مسخره ميكنند!! نكته مهم اينه كه اين آدمها خودشون در همه جا فحش ميدن به دار و دسته دولت اما چون يه خارجي حرف زده رگ غيرت همه باد كرده!
واقعا چي بايد نوشت؟ وقتي چشمها بسته است و گوشها كر چه فايدهاي داره؟
اين قسمت شعر stranged از گروه guns n roses در اينجا خيلي متناسبه :
When I find out all the reasons
Maybe I'll find another way
Find another day
With all the changing seasons of my life
Maybe I'll get it right next time
An now that you've been broken down
Got your head out of the clouds
You're back down on the ground
And you don't talk so loud
An you don't walk so proud
Any more, and what for
ما به خاطر غرور و بسته بودن گوشها و چشمها در پيدا كردن دليلهاي اينكه چرا به اين صورت هستيم ماندهايم. اونوقت چطور ميتونيم جلوتر بريم، راههاي جديدي پيدا كنيم و فصلهاي متفاوت.
باور دارم كه وقتي خودت رو بشكوني تازه مياي روي زمين، تازه مي فهمي كه اينجا زمينه، جايگاه خودت و كشورت كجاست و بقيه كجا قرار دارند. اما تا وقتي از افيون توهم زاي غرور استفاده ميكني هميشه اون بالا بالاها هستي، عين معتادي كه در اوج بسر ميبره اما در ديد انسان عاقل يك فرد ضايع شده در حال زوال جلوه ميكنه. از ديد من ايران ما در حال حاضر مانند همان معتادي است كه نگاه غيرجانبدارانه به راحتي وضعيت وخيم آن را تشخيص ميده اما متاسفانه ما غرق در افيون هستيم.
