
"افتخار مزمن"، محركي بسيار قدرتمند و در عين حال كاملا خطرناك محسوب ميشه بطوريكه به واسطه اثرات جانبياش توانايي فلج كردن يك ملت رو به سادهترين شكل دارد و متاسفانه ممكنه اون ملت خودش متوجه اين موضوع نشه. چيزي كه در حال حاضر در كشور ما در حال رخ دادن است و يا شايد بهتر باشه بگم رخ داده است، افتخار به هر چيزي و به هر دليل واهي است. مسلما وقتي من صحبت از دليل واهي ميكنم چهره تعداد زيادي درهم ميره و ادامه مطلب رو با خشم و يا با عصبانيت مي خونند اما اگه بتونند اين خشم رو كنار بزارند و با ديدي بازتر با موضوع مواجه بشن در حق من و در حق خودشون لطف بزرگي رو انجام دادهاند.
بر اساس لغتنامه دهخدا كلمه افتخار در لغت به معني نازيدن، باليدن و فخر كردن است. مؤلف مرآت الخيال در شمار مهلکات قوه ٔ غضبی چنين نوشته: نوع دوم افتخار يعنی مباهات نمودن بچيزی که خارج از ذات بود و در معرض تلف و زوال باشد، مثل مال و جاه يا شرف نسب که بعضی از آباء و اجداد او را فضيلتی بوده است و علاج او آنکه با صاحب مرض مقرر سازند که اگر مال و جاه در سخن آيد و گويد اين عزت و احترام که دعوی ميکنی از من است نه از ذات تو، يا جد و پدر حاضر شوند و گويند که اين فضيلت و شرف حق ما است و تو را از آن نصيبی نيست ، البته آن جاهل در جواب عاجز آيد و بر قصورخود اعتراف نمايد.
متاسفانه سالهاست كه عادت كردهايم افتخار كنيم به چيزهايي كه نداريم. افتخار ميكنيم به ايراني مهمان نواز بودنمان كه ميدانيم خيلي وقت است همچين چيزي در ميانمان وجود ندارد. اگر منظور از چاپلوسي و خوش جلوه دادن همان مهمان نواز بودن است كه بايد بگويم در اين كار استاد هستيم اما اگر واقعا مهمان نواز بودن رو مورد نظر داشته باشيم، خيلي وقت است كه با آن خداحافظي كردهايم.
افتخار ميكنيم به هوش و استعداد ايراني!! من نمي دانم در دوران گذشته آيا ايرانيان باهوش بودهاند يا خير اما مي دانم كه در حال حاضر باهوش نيستند. ملتي با هوش معمولي كه به هيچ وجه درخشان نيست و احتمالا با سوء تغذيهاي كه وجود داره اين مقدار در نسلهاي بعدي كمتر هم خواهد شد. -اگر در مورد آيكيو ايرانيها خواستيد بيشتر بخونيد ميتونيد با اين پست مراجعه كنيد-
افتخار ديگه ما فرهنگمون هستش، يكي از راههاي مناسب براي پي بردن به حقيقت يك موضوع، بررسي آن از زاويه ديگر و از ديد شخصي خارج از محيط است، حالا اگر يك موجودي خارج از كره زمين براي شناخت بيشتر ما به مدت دو ماه به ايران بيايد فكر مي كنيد بعد از گذشت اين مدت چه گزارشي رو ارائه ميده؟
نوشته زير ميتونه تا حدي شبيه گزارش اون فضايي باشه:
ايرانيها موجوداتي هستند كه اغلب خودشان را از مردم ساير كشورها برتر مي دونند- ايرانيها هم با مردم ديگر كشورها بد هستند و هم با خودشان، مردم هر شهر با مردم شهرهاي اطراف خود دشمن هستند تا حدي كه گاهي اين دشمني تا مساله مرگ و زندگي پيش ميرود. مهم نيست كه مردم دو منطقه نزديك به هم چقدر خصوصيات مشابه داشته باشند كه بسيارند اين خصوصيات يكسان، مهم كينه دروني ميان مردم آن دو منطقه است، شمال كه مي روي انزلي چي ها از رشتيها منتفر هستند. پايين كه مي آيي شيرازيها و اصفهانيها با هم مشكل دارند. شرق و غرب و جنوب هم كه بروي وضعيت به همين صورت است و اين سيستم در سراسر ايران گسترده است.
مردم ايران از كوچكترين شرايط موجود جهت پيشبرد اهداف شخصي و كسب حداكثر سود استفاده ميكنند بطوريكه بسياري از مشكلات ايجاد شده توسط خود مردم دامن زده ميشود. اگر نان كم شود هزاران نفر دلال نان پيدا ميشوند تا قيمتها را در عرض چند روز چندين برابر كنند. وقتي در جايي زلزله ميآيد كساني كه مسئول كمك مي شوند نيمي از امكانات را براي خود برداشته و يا به فروش ميگذارند. اين نوع مشكل نيز در همه موضوعات و زمينهها در سطح كشور رواج دارد.
ايرانيها بسيار چاپلوس هستند، تقريبا غير ممكن است كه كسي را ببيني و نشان بدهد كه از تو خوشش نميآيد، اغلب مي شنوي كه همه نوكر و چاكر همديگر هستند، همه فداي هم مي شوند و همه براي هم ميميرند و براي مردن از خدا كمك ميگيرند و مي گويند خدا من را مرگ بدهد، اما در عمل حتي حاضر نيستند يك نفس كمتر بخاطر شما در اين دنيا بكشند.
بيشتر ايرانيها ديدگاه جنگ طلبانه و نگاهي بسته دارند، مي گويند هنگامي كه گربهاي را در گوني بياندازي نميتواني دستت را در داخل گوني قرار بدي زيرا از ترس اينكه يا جايش را بگيري و يا خودش را، چنگت ميزند، مردم ايران نيز همانند گربهاي در درون گوني هستند و عجيب آنست كه با وجود وسعت بسيار در تمامي عرصهها همه چيز را در محدوده گوني ميبينند، كافيست نگاهي به همكاران در سر كار بياندازي، همه مانند گربههايي هستند كه اگر نزديكشان بروي چنگت ميزنند، همه از ته دل آرزوي در به در شدن همكار ديگر را دارند و در اين راه از هيچ تلاشي فروگذاري نميكنند. ايرانيها به راحتي دروغ ميگويند و آنقدر اين عمل را انجام دادهاند كه حتي متوجه نميشوند آيا در فلان جا دروغ گفتن ضرورتي دارد يا نه؟
ايرانيها ملتي هستند كه به ژاژ خاييدن عادت كردهاند و در اغلب مواقع سخنان بيهوده ميگويند كه حتي به آن ذرهاي عقيده ندارند. تعريف عمل نادرست و صحيح در نزد ايرانيان وابسته به ارتباط آن موضوع با هر فرد دارد، عملي درست است كه سود آن فرد را تامين و عملي نادرست است كه به او ضرر بزند. به عنوان مثال پارتي بازي چنانچه به كسي سود برساند به راحتي از آن استقبال ميكند اما چنانچه مانعي براي او باشد عملي نكوهيده خواهد بود. .....
(ادامه انشالله در پست بعدي)
