تبليغاتX
monomania
monomania
افكار پريشان من!
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مردونگی حقیر!

گاهي آدم‌ها يه ملاكهايي رو به عنوان مردونگي تعريف مي كنند كه من نمي دونم اونجام بسوزه؟ شاخ در بيارم؟ فحش بدم؟ چي كار كنم!؟

 

با يكي از همكارهاي جديد از شركت خارج شديم و تا يه جايي با ما هم مسير بود، گفتش كه ديروز يه تصادف ديده كه دو تا ماشين بهم زده بوند اما خيلي باهاش حال نكرده! بعدش تعريف كرد كه تصادف بايد مردونه باشه و درست حسابي! حداقل يكي از ماشينها كاملا نابود بشه و يكي دو تا كشته داشته باشه تا بشه گفت يه تصادف درست و حسابي! بعد گفت اصلا با اين تصادفهاي بچه بازي حال نمي كنم! فقط مردونه‌اش حال ميده! دوست دارم ببینم همه آش و لاش هستن!

والا از خدا كه پنهون نيست از شما هم نباشه كه من اصلا موندم چي بگم! ديدم اصلا نمي تونم در اين خصوص با كسي كه از اين ديدگاه حرف مي زنه وارد گفتگو بشم و يا حتي بگم من مخالفم! تنها سكوت كردم! كه اون يكي همكارم گفت "من فكر مي كردم فقط خودم خل هستم! نگو ديونه تر هم داريم تو شركت"! تنها چيزي كه اون لحظه احساس كردم اين بود كه اگه مرد بودن و مردونگي به اين چيزهاست هر چي كثافت توي اين دنياست بر سر هر چي مردونگي! و اينجانب هم "مردونگي" رو مي بوسم مي زارم كنار!! اصلا من زن هستم!

 

 

|+| نوشته شده توسط no name for me در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 9:55 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مردم نیکوکار بهشتی!

1- فكر كنم امروز بود كه تلوزيون داشت يه سريال نشون مي داد و من هم يه چند دقيقه جلوي تلوزيون بودم و به ناچار ديدم يه مقداريش رو. مساله اين بود كه يه پير مردي كه گاري داشت و پلاستيك و اينجور چيزها مي‌فروخت و مي خريد (دوره گردهايي كه مي شناسيم) دچار مشكل شده بود و يه خانم مثبت و جوان و فداكار ( از همون تيپهاي تابلويي كه تلوزيون هميشه نشون ميده) گاريش رو به ماشين رنوش بست و بعدش برد و تحويلش داد به يه خونه آشنا و امن.

من چندين و چند بار به اون صحنه هايي فكر كردم كه تلوزيون نشون داد: ‌يه گاري با بار پلاستيك و اين چيزها پشت يه رنو بسته شده و رنو هم داره تو خيابونها راه ميره... هر چي فكر كردم نتونستم بفهمم كه آخه بي انصافها چه لزومي داره همه چيز رو باهم قاطي كنين. كسي كه گاري به ماشينش مي بينده يه خلافكاره! بايد جريمه بشه. پليس بايد گوشش رو بكشه كه ديگه از اين غلط‌ها نكنه. دهنش هم سرويس بشه! اما در اينجا در تلوزيون ملي و زوري! در فرهنگ مزخرف كمكهاي عجيب و غريب! در دايه مهربانتر از مادر شدنهاي ديگران و در اصول سر تا پا اشتباه همسايه داري و غم ديگران خوردن يه همچين تصوير غلطي به عنوان اصل انسانيت و خيرخواهي و فردي به عنوان نمونه بشر رباني و بهشتي به خورد مردم نيمه با فكر مملكت داده ميشه!

اونوقت توقع دارن كه مردم رعايت مسائل رو بكنند! قانون رو اجرا بكنند! بريد تلوزيونتون رو درست كنيد اول با اين اراجيفي كه نشون ميديد!

 

همين ميشه كه من امروز تو خيابون 10 تا از اين موارد ديدم. يكيش اين بود كه طرف در لاين چپ وايساد و با پسر گوگولي مگوليش كه از دبيرستان بيرون اومده بود و در آن طرف خيابون داشت راه مي رفت شروع به حرف زدن كرد و اصلا به هيچ جاي مباركش هم نبود كه مردم دارن پشت سرش بوق مي زنن. قشنگ صحبتهاش رو كرد و خيلي ريلاكس گفتگو رو به آرامي به پايان برد و بعد دوباره گاز داد و حركت كرد.

آفرين بر اين پدر كه به فكر پسر عزيزش است و ايشالله هم خير مي بينه از بس كه انسان خوبيه.

 

ياد يه صحنه ديگه افتادم كه خيلي مي بينم. طرف سرش رو از ماشين در مياره و از راننده تاكسي بغليش مي پرسه فلان آدرس كجاست و چجوري برم؟ اگه راننده تاكسي خيلي مرد شريف و انسان دوستي باشه و صد البته از همين مدلهاي تلوزيوني! خيلي قشنگ جفتشون وسط خيابون ترمز مي كنند و شروع مي‌كنند به صحبت و آدرس دادن و گرفتن! و بقيه ماشينها هم كه بوق مي زنند راننده تاكسي حداكثر تا پايين تنه‌اش روي آن بوقها حساب مي كند و بعد از 10 دقيقه بالاخره تصميم مي گيره حركت كنه و چقدر خوشحاله كه وقتي بره اون دنيا، برجهاي زيبا و بزرگي كه در بهشت براش درست كرده اند رو دو دستي تقديم اين انسان شريف و دوست داشتني مي‌كنند.

اگه اينها نرن بهشت كي مي ره پس؟ من و تو؟؟

  

 

2- آخه چجوری یکی می تونه کارش انقدر درست باشه و انقدر سريع مهر بزنه! اصلا باور كردني نيست. ببينم از ميان مردمان بسيار باهوش و زبر و زرنگ ايراني كسي پيدا مي شه روي اين خانم ژاپني رو كم كنه؟؟؟ بي خودي نيست كه من از اين مردم خوشم مياد!

ما هم يه فرآيند مهر زني داريم تو شركت! هر كدومش يه نصف روز طول مي‌كشه!

 

 این یکی رو هم ببینید! اصلا نمی تونی اعدادی رو که می زنه یکیش رو هم بخونی!! من واقعا نمی دونم چی بگم! جدا نمی دونم.  اگه بخوام بگم شاید یه فصل لازم باشه بنویسم!

 -----------

پ.ن. مثل اينكه لينك دومي توي يوتوب مشكل داره! چون صفحه باز ميشه اما در نهايت نمي تونه فيلم رو نشون بده! بجاش مي تونين اين لينك رو ببينين، يك فيلم ديگه است كه به قبلي نمي رسه هم كوتاهتره هم كيفيتش يكم پايين تره.  توصيه مي كنم موقع ديدنش دو تا كار رو انجام بديد اول به اعدادي كه داره توي ماشين حساب نمايش داده ميشه دقت كنيد ببينيد با چه سرعتي جمع و تفريق مي شن. دوميش هم اينكه سعي كنيد ببينيد داره چه اعدادي رو تايپ مي كنه يعني به انگشتها و دكمه هاي ماشين حساب دقت كنيد!   اگه اينترنتتون كنده و  فقط قسمتهاي اصلي رو مي خواهيد ببينيد قسمت ۱ رو از ثانيه ۵۰ به بعد ببينيد- قسمت بعدي رو هم از دقيقه سوم.

|+| نوشته شده توسط no name for me در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 1:42 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بنظر شما بالاترین میزان دزد مربوط به کدام گروه است؟

احتمالا بارها براتون پيش اومده كه توي موقعيتهاي مختلف و تحت شرايط گوناگون احساس كردين فرد (و يا گروهي) كه در روبروي شما قرار داره و داريد باهاش تعامل مي كنيد بيشتر از هر چيزي يك دزد هستش منتها لباس دزدي تنش نيست و كسي هم احتمالا با شرايط ايران دستگيرش نمي كنه و دردسري براش ايجاد نمي كنه. بعيد مي دونم كسي باشه كه توي ايران زندگي بكنه و حداقل چند بار اين احساس بهش دست نداده باشه. راستش تازگي‌ها من اين جور برداشت رو در خيلي از مواقع دارم و مونده‌ام كدام صنف واقعا بدترن؟ مي خواستم از شما سوال كنم بدون اينكه بخواهيم برداشت بد بكنيم و قصد توهين به صنفي رو داشته باشيم نظر بديم و ببينيم بنظر چه گروهي از افراد جامعه بيشتر از بقيه گروه‌ها باعث ايجاد اين حس در آدم ميشن. 

اين حرف معنيش اين نيست كه همه دزد هستن اما در شغلهاي مختلف فرصتهاي متفاوت وجود داره و نيز افراد مربوط به همون شغل با بقيه مشاغل متفاوت هستند به همين دليل بنظرم بايد در اين خصوص نظر همديگه رو بدونيم.

 

از ديد شما بيشتر از همه توي چه گروهي از گروههاي زير دزد پيدا ميشه. خيلي راحت مي تونيد به تجارب خودتون رجوع كنيد و جواب بديد.

1-      راننده‌هاي تاكسي و آژانس

2-      دكتر ها

3-      دندانپزشك ها

4-      مهندسين (مي تونيد دسته بندي هم بكنيد)

5-      لباس فروشي‌ها

6-      رستوران‌ها (فست فود و ...) (منظور صاحبانش هستش)

7-      بقالي‌ها

8-      شركتها و يا افرادي كه خدمات تعمير وسايل برقي و وسايل منزل را مي دهند

9-      تعميركارها و صافكارهاي اتوموبيل

10-   موسسات آموزشي

11-   مدارس و دبيرستانهاي غير انتفاعي

12-   بساز و بفروش‌ها

13-   طلا فروشان

14-   كارمندان ادارات

15-   و ...

 

مي تونيد اصناف ديگه رو هم اضافه كنيد. اگه بتونيد 5 تا شغل كه از ديد شما بالاترين ميزان دزد رو دارن بنويسيد خيلي بهتره.

 

بنظر خود من در حال حاضر بساز بفروش‌ها بالاترين ميزان دزد رو داره و بعد از اون راننده‌ها، دكترها و دندانپزشك‌ها و سپس شركتهايي كه خدمات مي دهند قرار داره.

 

|+| نوشته شده توسط no name for me در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت 9:16 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حماسه شنبه
پرهام در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد:

 تحول بزرگ نوشتاری! بزودی (تا روز شنبه) در این مکان مطلب جدیدی قرار داده خواهد شد.

ایشان گفته های خود را بسیار جدی و قابل اتکا دانست و افزود با توجه به اینکه عناصر معلوم الحالی در کشور یافت می شوند که فقط وعده می دهند اینجانب نشان خواهم داد که به تمامی صحبتهای خود جامه عمل خواهم پوشانید. وی همچنین از تمامی اندیشمندان و صاحب نظران خواست تا درصورت داشتن نظر و یا ایده ای حتما آنرا اعلام نمایند تا بررسی گردد و در صورت امکان اجرا شود.

 

 

|+| نوشته شده توسط no name for me در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 1:50 |