بكارت
يا همون virginity هميشه موضوعي بحث برانگيز لااقل براي ما
ايرانيها بوده و البته فكر مي كنم در زمان خودش هم براي بسياري از كشورهاي ديگه
مهم بوده، اما امروزه نظرات ايرانيها در اين مورد يكدست نيست و تعدادي اون رو مهم
و عده اي هم بي اهميت مي دونن . به همين دليل من خواستم نظر شما رو در اين مورد
بدونم. آيا از ديد شما بكارت مهمه؟
لطفا راستشو
بگين! اگه دليلش رو هم بگين خيلي بهتره. اگه براتون مهم هستش بگيد كه علتش چيه و
اگر هم نه باز توضيح بدين كه چرا نيست؟
بيشتر
از همه دوست دارم راستش رو بگين و نظر واقعيتون رو بدين. مي خوام يه بحث خوب داشته
باشيم.
حالا كه در پست قبلي حرف سريال رو زديم بهتره يكم هم بحث رو بازتر كنم. صحبت اصليم در خصوص تلوزيون- برنامه و تكرار هستش و در نهايت ارتباط زندگي انسان با اين جور وسايل و برنامه ها.
جدا از طرفداران و دشمانان هر برنامه اي، يه عده هستند كه از اونچه كه تلوزيون نشون ميده زياد خوششون نمياد اما تماشا مي كنند و يا برنامه اي رو مي بينند به اميد اينكه هردفعه موضوع بهتري وجود داشته باشه و اغلب دوباره سرشون به سنگ مي خوره.
حالا حرف اصلي من همين موضوعه، اينكه آيا اگه چيزي رو ببينيم كه خوشمون نمياد روي خودمون تاثير مي زاره يا نه؟ شايد خيلي ها بگن چطور ممكنه كه وقتي من از چيزي بدم بياد روم اثر بزاره!؟ و يا وقتي من داستانهاي برنامه ها رو جدي نمي گيرم چگونه ممكنه من رو متاثر كنند؟
اول موضع خودم رو مشخص كنم. من ميگم نبايد اين برنامه ها رو ديد دقيقا به همين دليل بالا حتي اگه بهش بي توجه باشي و يا اينكه بدت بياد!
حالا علتها رو مي گم ببينيد درسته يا نه؟ اول از همه اينكه كنترل زندگي ما دست اراده ما نيست! اين از اون موضوعاتي هست كه بحث برانگيزه اما بطور كلي زندگي ما دست ناخودآگاه ماست. خودآگاه تنها مي تونه اگه خيلي شيرين كاري كنه روي ناخودآگاه اثر بزاره و ناخودآگاه كه زندگي ما دستشه ما رو هدايت كنه!
دوم: ناخودآگاه ما چطور مطلبي رو دريافت مي كنه و قبولش مي كنه؟ اصلا چجوري درك مي كنه؟ مثلا من اگه بگم سلام ناخودآگاه من مي فهمه؟؟ جواب : نه! ناخودآگاه فقط از روي تصوير و تصوري كه از هر چيز داره كار ميكنه و شايد هم از احساسي كه نسبت به يك موضوع درش وجود داره. جور ديگه اي كار نمي كنه. خيلي طرز كار احمقانه اي داره اما بسيار قدرتمنده بطوري كه خودآگاهت در مقابلش يه بچه فينگيلي هم نيست!
سوم: حرف از تصاوير شد، حالا يا تصوير واقعي و يا ساختگي و يا حتي نمايشي! مثل فيلم! تاحالا دقت كردين كه آدم چرا سر فيلم مي تونه گريه كنه؟ علتش اينه كه دريافت شما از فيلم تصويري هستش كه دركش براي مغز دقيقا مثل تصويري هست كه در عالم واقعيت مي بينه پس به راحتي مي تونه اين تصوير رو باور كنه. ناخودآگاه هم به همين ترتيب تصاوير و احساسات شما رو ضبط مي كنه كه بعدا بازخوردش رو بده.
بين سوم و چهارم!: فكر كردين چرا شركتها اينهمه تبليغ مي كنند؟ مثلا چرا سامسونگ يا ال جي اينهمه توي تلوزيون، در روزنامه و در بيلبوردها تبليغ مي كنند؟ خنده دار نيست؟خب شما يه آدم عاقل و بالغ هستيد مگه خودتون نمي تونيد بفهميد كه فلان كالا خوبه يا نه؟ شايد بگين براي اين تبليغ مي كنند كه محصول جديدشون رو معرفي كنند و يا خودشون رو به ديگران بشناسونن!! بايد بگم اشتباه مي كنيد! اينها همه درست اما هدف اصلي تبليغات اين موضوع نيست! با يه بررسي مي تونين متوجه بشين كه معرفي يك محصول به اينهمه خرجش نمي ارزه! مهمترين كاري كه اين شركتها مي كنند اينه كه بطور مداوم تصوير و تبليغي از اسم و محصول خودشون رو به ما ارائه ميدن... اين موضوع در ناخودآگاه ما ضبط ميشه و بدون اينكه خودمون بدونيم احساسمون نسبت به اون شركت عوض ميشه و يا از محصولش خوشمون مياد! بعد وقتي ميري مغازه ميگي چي بخرم كافيه فروشنده بگه اين مانيتور ال جي خيلي خوبه و تو در درونت تاييد مي كني (البته خودت فكر مي كني كه مي فهمي داري چي كار مي كني ) و اون رو در عرض چند دقيقه مي خري.
چهارم:وقتي برنامه تلوزيون مي بيني حتي اگه موضوعات و صحبتهاش رو قبول نداشته باشي در درونت تغييرات زيادي در جهت باور داستانهاي تلوزيون ايجاد ميشه بشرطي كه بشيني و مداوم اونها رو ببيني. اونوقته كه ديگران مي بينند شما از "راست" صحبت مي كني اما خودت "چپ" ميري، "بالا" رو ستايش مي كني اما عملا با "پاييني"ها مي گردي. اينجاست كه من به صدا و سيما و مسئولين مخصوصش نمره قبولي در اهدافشون مي دم چون چندين ساله كه سياست خوبي رو فهميده اند و ضمير ناخودآگاه بينندگانشون رو مورد هدف قرار داده اند و باز به همين دليله كه خودم سعي مي كنم برنامه اي رو نبينم به اين علت كه مي دونم در متن تمام برنامه ها يه جرياني هست كه بعد از مدتي من رو از درون عوض مي كنه و به آدمي تبديل ميكنه كه هميشه ازش دوري جسته ام.
پ.ن1. هنوز شك داريد؟؟ كافيست يه نگاهي به مد جامعه بياندازيد ببينيد از كجا نشات گرفته!
پ.ن2. قدرت تلوزيون رو دست كم نگيريد.
آقا ما شرمنده همه هستيم كه اينجا رو زود آپ نمي كنيم. يكم گرفتار كارها هستم و غير از اون حتما خودتون تجربه كردين كه خيلي از مواقع به سرتون ميزنه كه به خودتون ميگين :مگه بي كاري ميري وقت مي زاري مطلب تايپ مي كني كلي زمان رو از دست مي دي پاشو برو يه كار ديگه بكن! ما هم مثل شما!
گفتم تا ماه رمضون تموم نشده بيام در خصوص سريالها بنويسم. از خودم كه پنهون نيست! از شما هم پنهون نباشه كه من سالهاست تلوزيون و خصوصا سريالهاش رو نمي بينم. اما از شما پنهون نيست از منم نباشه كه فهميدم خيليها مثل اينكه تووووپ ميشينن پاي اين سريالها. قبلا مي گفتم كساني كه من مي شناسم كم مي نشينند و اونها كه قبولشون دارم اغلب سريال نمي بينند. اما اينجا در قسمت نظرات وبلاگ يكي از دوستان مطالبي خوندم كه برام جالب بود و تعجب آور هم بود. چون فكر نمي كردم اينجوري تا به اين اندازه اين سريالها پيگيري و دنبال بشه! بعدشم رفتيم در مجلسي چندتا از دوستان فهيم كه با كمال تعجب ديدم اونها هم سريالها رو مي بينند!! و صد البته فهيم هم بودند.
سريالهاي ماه رمضون پيگيري خاصي ميشه همه در موردشون حرف مي زنند، فقط اين وسط يا من ضايع ميشم يا ضايع مي كنم! عمدي هم نيست پيش مياد. مثلا با شوق و ذوق ازم مي پرسند ديدي ديشب فلان سريال چي شد؟ ميگم چند ساله تلوزيون نمي بينم! اونوقت مي خوره تو ذوقشون! يا اينكه يه حرفها و مثالهايي مي زنن كه من نمي فهمم اونوقت منم كه ضايع ميشم! چند روز پيش ها هر جا مي رفتيم يدفعه يكي ميگفت اين الياس هم كه شيطان شد كه! و شيطان از آب دراومد ....
حالا اينهمه مقدمه چيني كردم كه چي! برم سر اصل مطلب كه چرا من با سريالها مشكل دارم. خب چند تا دليل واضح داره و اين دلايل رو ميگم به اميد اينكه شما هم با سريالها مشكل پيدا كنيد كه نمي كنيد!! اما من سعي ام رو مي كنم!
اول از همه اينكه يه سريال بايد يه داستان داشته باشه!ديگه اين رو ني ني تو قنداق هم مي دونه اما يكسري از كارگردانهاي ما نمي دونند! و چون نادونند من راجع به سريالشون حرف نمي زنم! تكليف اين سريالها مشخصه ديگه!
اما نه بايد يكم حرف بزنم! از اونجا كه كارگردانهاي خوب ما فهميده اند كه بايد داستاني و يا حرفي براي گفتن داشته باشن شروع مي كنند به خلق صحنه ها و داستانهاي جالب و بعد عين ... پاي در گل مانده كل سريال رو بي خيال ميشن و با آب دهان بهم مي چسبونند!
حالا مشكل من با مردم چيه؟ مشكل اينه كه ميگن خووووب شروع شداااا اما آخرش رو خراب كرد! يعني امتياز مثبت مي دن! بابا مني كه فيلم نساخته ام هم اگه قرار نباشه ادامه سريال درست و حسابي يا مرتبط باشه بلدم خوب شروع كنم! كاري نداره! بيا همين الان مي سازم ....
منتظري بسازم؟؟؟
حال كردي به اين ميگن شروع خوب! چون تو مشتاق شدي بقيش رو بخوني( اما ادامه اي نداره!!)
يه مشكل ديگه اي كه من شديدا دارم ديالوگها و رفتارهايي هستش كه در سريالها نشون داده ميشه! وااااي يكي ديگه هم شخصيتهايي هست كه معرفي ميشن! همه رو هوان! اصلا نميشه نه ديالوگ رو جدي گرفت نه رفتارها رو و نه شخصيتها رو! والا من كه مي شينم چند دقيقه نشده شروع مي كنم به فحش دادن!! انگار كارگردان نمي دونه يه آدم چجوري رفتار مي كنه!! الان چيزي يادم نمياد اما اگه فكر مي كنيد وجود نداره مي خواين يه قسمت از سريالها رو مي بينم و بعدش ميام چند صفحه ايراد مي نويسم!
يه موضوع ديگه اينكه خيليها ميگن اين سريال خيلي باحاله معلوم نيست آخرش چي ميشه!!!! اين هم از اون حرفهاست!!! اصلا من يه مشكل بزرگتر دارم!! مشكل اينه كه اين سريالها در قالب آزاد كه ساخته نميشن! يعني چهار چوب دارن و طبق اون چهار چوب احمقانه بايد ساخته بشن!قانون خيلي ساده اما بسيار قوي هستش! كلا ملت يا تيره و تار هستن يا روشن و سفيد ( منظورم تو سريالهاست) و بعد شخصيت خوب كاملا كليشه اي است و همچنين شخصيت بد!! انقدر تابلو هستش كه جاي فكر نداره! اما بنظرم مردم خودشون رو گول مي زنن! مثل اينكه تو جاده باشي و بدوني تهش به كجا مي رسه اما به خودت بگي اينجا رو ببين؛ درخت داره. اونجا رو؛ سنگ داره وبعد نتيجه بگيري كه معلوم نيست اين جاده به كجا مي رسه!!! والا شما با همين ديد سريالها رو ببينيد، در عرض يك دقيقه مي فهميد چه كسي بده چه كسي خوبه، كي قراره بيچاره بشه و كي آخرش سعادتمند!!!
الگوهاي ماه رمضون هم واسه خودش الگويي هستشاااا، يه دو سه سالي ميشه كه سبك سريالها يكم تغيير كرده و براي مردم جذاب تر شده اما اومدن خرافات رو به زور سريال تو حلق مردم مي كنند!! بابا شماها كه اين چيزها رو مي بينيد فكر مي كنيد هيچ اثري نمي زاره؟؟ عمرا! خودتون هم يه جورايي خرافاتي هستين و خبر ندارين! حالا اين بحث رو بعدا يه جاي ديگه مي كنيم. اما برام جالبه كه هر چي چرت و پرته دارن نشون مي دن به مردم!!! و مردم هر روز مشتاق تر از ديروز عين صا ايران ميشينن مي بينند!! مي ترسم عين صا ايران هم ور بيافتن!! ببين ساختن داستان به هر نحوي هيچ مشكل خاصي نداره من خودم اصلا هر جور داستاني رو مي تونم قبول كنم! اما وقتي الگو در سطح كشوري بشه و وقتي موضوع تمام سريالها توي مايه هاي خدا و شيطان و نفرين و هلاكت و بلا و نفرين و اين چيزها باشه قضيه خيلي فرق مي كنه! رسما بهش مي گن شستشوي مغزي! شستشوي مغزي هم اينجوري نيست كه دست و پات رو ببندند و بزور ايده ها رو بهت تحميل كنند. روشش هميني هست كه مي بينيد و باهاش آجيل هم مي خوريد! يكسال ! دو سال !سه سال اول اثر زيادي نداره اما سال چهارم شما هم خودت يه باورهاي عجيبي رسيدي كه نه در ذهن خود آگاهت بلكه در ناخودآگاهت بطور غير مستقيم شكل گرفته!قبول نداريد؟ پس يه سوال از خودتون بپرسيد. آيا از نفرين مي ترسين؟ اگه يكي از دوستان يا نزديكان نفرينتون كنه چه احساسي پيدا مي كنيد؟ اگه اذيت ميشيد و سعي مي كنيد مشكل رو حل كنيد پس بدونين شما هم درگير همين خرافات شده ايد! اين يه مثال ساده بود. مي دونم ممكنه بگيد برو بابا چرت مي گي اما خودتون فهميديد چي گفتم!
داشتم از الگوهاي اصلي مي گفتم، اين الگوهاي اصلي يعني همون جاده هايي كه مسيرشون مشخصه تمام لذت يه برنامه رو ميگيره! قضيه معمولا با چند حالت مختلف نمي تونه تموم بشه بلكه بطور مشخص فقط و فقط به يك نتيجه مي رسه! اين كجاش قشنگه؟ و بد تر از اون آيا احساس بدي بهتون دست نمي ده كه مسخره يه عده شده ايد؟؟ فكر نمي كنيد دارن به ريشتون مي خندن؟ اگه جوابتون نه بود بايد بگم چه بگي نه چه بگي آره، دارن به ريشت مي خندند!!
آخرين موضوع جالب برام قضيه خانمها بود! والا من اگه زن بودم كه عمرا همانند اين زنان از اوضاع بد مي ناليدم ( منظورم در مقايسه با مردهاست) اما اگر مي ناليدم عمرا مي نشستم سريال مي ديدم!! مگه نميگيد كه ديد جامعه ايراد داره، قوانين ايراد داره و الي آخر. سريالهاشون هم كه توش همه اين موارد هست شما چجوري ميشيني سريال رو مي بيني؟؟ مي دونيد قضيه چيه، شما تو حرفهاتون جدي نيستيد بيشتر حرف ميزنيد! نديدن سريال شما رو نمي كشه اما نمي تونيد ازش دست بكشيد ولي در نهايت مي خواهيد اوضاعتون بهتر بشه !! الان ميگيد ؟وز به شقيقه چه ربطي داره! والا مي تونم ربطش رو بگم اما به اندازه همين مقداري كه نوشتم باز بايد بنويسم، خودتون ربطش رو پيدا كنيد اگه نتونستيد تو يه پست ديگه ميگم!
۱- این بلاگفا هم عجب گیجی هستشا! من مطلب رو نوشته بودم اومدم عنوانش رو درست کردم و سریع بستم! نگو وقتی کامل لود نشده باشه همه چیز رو پاک میکنه!!! خنگ خدا
۲- دنبال اخبار احمدی نژاد در آمریکا هستید؟؟ حتما برین بخونید خبرها رو خیلی داغه! ایندفعه حسابی زدن تو پر و بالش. حالشو گرفتن! این آخرین خبر از همه داغتره.
۳- بعضی سوالات وقتی مطرح میشه از روی جوابشون میشه فهمید داستان از چه قراره( برای ما که مشخصه برای خارجیهایی میگم که از دنیا بی خبرن). از ایشون سوال کردن که شما چرا همجنس گرایان رو در ایران اعدام می کنید؟ گفته ما همجنس باز نداریم که!! در ضمن گفته زنها از آزادی کامل برخورداند. راستش من دقت کردم دیدم درست میگه! گفتم برن تحقیق کنن اگه درست میگه حمایتش کنن!
شما هم بیخود از ایشون ننالید! اگه می تونید برین یه همجنس باز( بصورت زنده) پیدا کنید و اثبات کنید که ایشون اشتباه میگن.
۴- بعضی از ISPها مثل اينكه اينجا رو فيلتر كرده اند؟ شما دسترسي دارين؟
