مي خواستم يه سري مطالب رو بگم كه به هر دليلي نميشد اما فكر مي كنم الان زمان خوبي باشه با توجه به اينكه دوستان هم در كامنتهاي پست قبلي بهش اشاره كرده اند.
ببينيد يه چيزي هست كه واقعيت نام داره و يه چيزي هم هست كه تصوري از واقعيت ناميده ميشه، از ديد من شرايطي كه دخترها ازش صحبت مي كنند بيشتر تصوري است از آنچه مي توانست باشه و نه يك واقعيت. بزارين اول بگم كه دارم در خصوص چه سطح جامعه اي حرف مي زنم
روي صحبت و مقصود من جامعه اي است كه سنتي نيست و در زمان گذشته سير نمي كنه، روي صحبتم دهات و شهرستانهاي عجيب و غريب و قوم و قبايل و .... نيست. دارم در خصوص همين كلانشهرهاي خودمون و مردم متوسط به بالا از نظر تحصيلي و مالي هستند صحبت مي كنم كه فكر مي كنم كساني كه تو اينترنت هم هستند بيشتر از همين گروه مي باشند. پس معلوم شد كه دارم از چه گروهي صحبت مي كنم.
من از سالها قبل هميشه شكايت و ناراحتي خانمها رو در خصوص شرايط جامعه ديدم و هميشه هم همدردي كردم باهاشون اما موافق نيستم كه تنها قربانيان جامعه هستند! تنها فشار به روي آنها وجود داره و بخصوص در روابط دخترها و پسرها خيلي از بيانات خانمها رو قبول ندارم.
بزارين بيشتر موضوع رو باز كنم، ببينيد در بحثهايي كه ميشه هميشه ديده ام كه مي گن خانمها محدودن، خانمها نمي تونن كاري كنند اما مردها هر غلطي خواستند مي تونن انجام بدن، يا چرا بايد زنها جواب سوالات مردها رو بدن اما مردها جواب نمي دن و ...
بايد بگم شايد حرف شما 10 سال پيش يه جورايي درست بود اما امروزه همچين داستاني نداريم! والا تو خيابون راه بريد دخترها با تيپهاي مختلف مي چرخند و پسر بازي هم مي كنند تو سر و كولش هم مي زنند! اما هنوز كه حرف ميشه مي گيم محدودن ( نگيد اين پرهام چه ابلهي هست كه به اين ميگه آزادي! ادامه مطلب رو بخونيد بعد عصبي بشين- منظورم آزادي مقايسه اي هست. در ادامه توضيح ميدم). ميريم مهموني والا كسي با روسري كه نيست! دخترها ميني ژوپ تا شورتشون پوشيدن يا هر جور لباسي كه مي خوان، مي خورن، مست مي كنند، رقص مي كنند. مثل پسرها.
راستش من به اين كلمه يكم حساسيت پيدا كردم كه مي گن مردها هر كاري دلشون بخواد مي كنند ولي زنها نمي تونند!!! والا تا اونجا كه من مي دونم مردها با هم زياد از اينجور كارهاي بي ناموسي نمي كنند! پس حتما يه دختري هم وجود داره كه اون آقا مي تونه كاري بكنه ديگه! منظورم اينه كه هر مردي كه شيطوني مي كنه يه دختري هم هست كه اون هم داره شيطوني مي كنه ( انشاله دوستان نميگن كه كلا 1000 تا زن هست كه اينهمه مرد دارن با اونها شيطوني مي كنند! همه يكي رو براي خودشون دارن) اما همون موقع از ديد ديگران باز اون آقا داره هر كاري كه مي خواد بكنه رو انجام ميده اما دختره محكومه! اين تصويري هستش كه تو ذهن خانمها خصوصا وجود داره! والا اونها هم دوست پسر دارن شيطوني هم مي كنند اما باز انگشت اتهام به سمت پسره هست.
ميگن دخترها نمي تونند سكس آزاد و كامل داشته باشن اما آقايون مي تونند! من نمي دونم شما در خصوص مسائل تئوري حرف مي زنيد يا در خصوص واقعيت؟ بله مردها مي تونند اما بايد يكي باشه كه اينكار رو باهاش انجام بدن! نكنه فكر كردين همه پسرها ج..ده باز هستن؟ يا هر روز مي رن بلند مي كنن؟ نه والا!! اينجوري نيستش خيلي ها اصلا طرف اين موضوعات نمي رن. اين خيلي ها، واقعا خيلي ها حساب مي شن يعني تعدادشون واقعا زياده. پس چجوري مي تونه سكس كامل داشته باشه وقتي فرد مقابلش محدوديت داره؟ پس اينجوري نيست كه يه پسر رو مي بيند بگين نگاش كن تا حالا هزار بار هرجور برنامه اي رو داشته!! من تضمين مي دم كه همچين داستاني وجود نداره.
يه موضوع ديگه اينكه وقتي دخترها از اين نوع دروغها كه در پست قبلي عنوان كردم مي گن ديگران يه جورايي حق مي دن كه اينكار رو انجام داده اند. من نمي فهمم اون مرد بيچاره چرا بايد دروغ بشنوه! تو كامنتهاي قبلي كسي نگفت اون دختره اشتباه كرده! يا كار بدي كرده! همه خواستن يه جورايي كارش رو توجيه كنن! خانمها دوست دارين مرد زندگيتون اينجوري بهتون دروغ بگه؟ يه لحظه عصبانيت خفته رو بزارين كنار فكر كنين يه پسري اومده و در مورد انسانهاي دور و بر زندگيش بهتون دروغ ميگه! خوبه؟ يا در مورد كارش دروغ ميگه ... بعد من بگم اگه مي گفت كارمنده خب شايد دختره خوشش نمي اومد پس وقتي گفته مدير يه بخش و فوق ليسانسه مي شه دركش كرد!! راستش پيشينه و فشار جامعه نمي تونه كارهاي آدمها رو توجيه كنه، اين رو قبول داريد؟ مگه كسي كه تجاوز مي كنه آدم ريلكس و با شرايط مناسبي بوده؟ بيشترشون گذشته بسيار بدي داشته اند اما اين دليل نميشه كه بگيم خب ما دركت مي كنيم ديگه از اين كارها نكن! فكر كنم نمي تونيم نسبت به اصول و درستي و غلطي يه كار خيلي نسبي و سليقه اي برخورد كنيم، مي تونيم ببينيم علت چي بوده و سعي كنيم مشكل رو برطرف كنيم اما نمي تونيم كار غلط رو توجيه كنيم.
فكر كردين مردها خيلي آزاد هستن؟ يه مرد از لحاظ دين اسلام مي تونه يه پوشش مثل شلوارك داشته باشه و مشكلي نداره اما اينجا مردي مي تونه بالا تنش لخت باشه؟ مي تونه آستين ركابي و يا حلقه اي باشه؟ مي تونه شلوارك بپوشه؟؟ ميتونه هر ريشي خواست بزاره؟ مي تونه هر مدل مويي خواست بزاره؟؟ مي تونه گردنبند طلا بندازه؟ مي تونه كروات بزنه؟ اين هم مثل همون داستان دخترهاست تا چند سال قبل پدرشون رو در مي آوردند حالا يكم آزادتر شده... مساله اينه كه هر دو جنس درگير مشكلات خودشون هستن اما اين درست نيست كه مردها رو با ديد بد نگاه كنيم! الان برين پيش دكتر زنان ميگه امروزه همه كساني كه ميان پيشم ازدواج نكرده اند ( اين رو خود دكتر به من گفت)... اين دخترها حتما شيطونيشون زياد شده كه همشون ميرن دكتر ديگه.شرايط خيلي فرق كرده.
از يه طرفي ميگيم پسرها خيلي راحتن و هركاري بخوان مي كنند والا خانمهايي كه شما باشيد همچين چيزي نيست بخدا! كي گفته؟؟! شما دارين از پسرهاي يه جامعه سنتي حرف مي زنين! ما از اونها صحبت نمي كنيم، داريم راجع به پسرهاي نرمال با خانواده هاي نرمال به بالا حرف مي زنيم... والا اين پسرها آزاد اونجوري كه شما فكر مي كنيد نيستند! دير مي كنند خانوادشون زنگ ميزنه و اگه بخوان يه كاري بكنن به خانواده اطلاع ميدن! من فكر مي كنم ديد شما خيلي بد شده! مدام از بدي و داستانهاي مربوطه صحبت كردين واقعا باورتون شده كه اينجوريه!! خانمهايي كه ازدواج كرده ايد! شوهرتون كتكتون مي زنه؟! ميره خانم بازي؟ بي ادبي مي كنه؟ هر كاري خواست مي كنه؟؟ اگه اينكار ها رو نمي كنه پس بدونين از اول نمي كرده! انقدر همه مردها رو به چوب "هر غلطي مي خوان مي كنند" نرونيد!!
خيلي از مواقع صحبت از امكانات و شرايط بالقوه ميشه اما در زندگيتون شايد اصلا نبينيد، اينكه مرد مي تونه معتاد بشه و بعد زنش مي خواد طلاق بگيره باز هم دردسر داره! اين حرف درسته يه فاجعه است اما معنيش اين نيست كه هر مردي رو ديدين تو دلتون بگين كثافت عوضي تو هر وقت بخواي مي توني زنت رو طلاق بدي اما اون چي؟؟! مرد مي تونه اگه زنش تمكين نكنه بزنتش اما تو خانوادتون زياد از اين آدمها دارين؟ والا ما كه يه خانوداه مي شناسيم كه زنه مرده رو ميزنه ( جدي ميگم) اما باز وقتي به مردها نگاه مي كنيد با نفرتي كه در درونتون هست فكر مي كنيد اين آدم مزخرف مي تونه زنش رو بزنه!! ميگين مردهاي فلان فلان شده مي تونن چند تا زن بگيرن، و بعد دوست دارين بخاطر اين موضوع پسرها و مردهاي دورو بروتون رو حتي محكوم كنيد و گاهي با لحن بد خطاب كنيد كه چرا شماها همچين غلطهايي مي تونيد انجام بديد! اما چند نفر رو تو زندگيتون ديديد كه 2-3 تا زن داشته؟ مي دونم اين قانون مسخره است اما يه پسر كه نبايد بخاطر يه قانون كه بهش عمل نمي كنه محكوم بشه و تا حرفي بزنه بگن تو ديگه دهنت رو ببند كه هر كاري بخواي ميكني!. شما به مردها با نگاهي متهم كننده روبرو ميشيد يه مرد براي چي بايد بخاطر اتهاماتي كه به اون مربوط نميشه تنبيه بشه؟ به نظر من بهتره بجاي آنچه كه مي توانست باشد به آنچه كه هست فكر كنيم و آنچه كه هست اوني نيست كه شما تصور مي كنيد.
پ.ن. ما مخلص همه خانمهای ناراحت شده و نشده اینجا هم هستیم
مرتبط: دروغ
آدم هميشه دلايلي براي خودش داره تا از جنس مخالفش تو مواردي بدش بياد و چيزهايي در جنس مخالف ببينه كه باعث بشه بگه بابا اينها كي هستن ديگه! حالم رو به هم ميزنن با اين كاراشون. مخصوصا اگه اين داستانها رو از كسي ببينه كه فكر مي كنه يكم با بقيه فرق داره و از حد متوسط بالاتره و ...
متن زير يكي از دلايل بد اومدن من از دخترها هستش!
--X— را بجاي اسم دوستم كه اين قضيه رو برام نوشته بود قرار دادم.
salam.
--X-- hastam.khubi?
ye khaheshi daram.age yeki ya Idie khodam azat porsid --X-- ro az koja mishnasi? ya harf mizani? mishe begi harf nemizani,va mamanet duste mamanam hast.
chon miduni ke kasi ke mikhad ezdevaj kone shak karde too 360 mige inakian tu listet.
?!!!ok
ديروز دانشگاه بودم و داشتيم با بچه ها كارهاي پروژه رو انجام مي داديم و حسابي مشغول بوديم، طرفهاي ساعت يك و نيم يكي ديگه از بچه ها اومد تو آزمايشگاه و آروم به من گفت امير دستش رو با دستگاه فرز بريده و الان آقاي .... سريع بردش بيمارستان! گفتم مگه چجوري بريده گفت بدجوري بريده بودش! يه دقيقه كه گذشت فهميديم نه بابا قضيه جديه، چند نفري راه افتاديم رفتيم بيمارستان گفتند از اينجا بردنش ... خلاصه پيگيري كرديم فهميدم رفتن كجا، راه افتاديم رسيديم اونجا باز هم گفتن از اينجا بردنش! مسئولش مي گفت همون كه انگشتش رو قطع كرده بود!!!!؟؟ گفتيم قطع نشده بود بابا!!! گفت نه تقريبا قطع شده بود!! بالاخره ردشون رو گرفتيم و فهميديم كجا بايد بريم و خودمون رو رسونديم... اورژانسي برده بودنش اتاق عمل، حالا خدا رو شكر عموش اومده بود و فكر كنم يه حداقل 1 ميليوني بصورت اوليه داده بود چون بيمارستان خصوصي بود و مي گفتند 3 ميليون خرجش ميشه...
فهميديم كه دستگاه فرز تقريبا انگشتش رو قطع كرده بوده، امير تو اتاق عمل از ساعت 2 بود تا نزديك 7!! آخر سر هم با دعوا رفتيم 3 دقيقه ديديمش چون مي گفتند وقت ملاقات نيست! عملش بنظر خوب انجام شده بود اما در كل احتمال اينكه جواب هم نده و يا اينكه بدن قبول نكنه هم وجود داره و اونوقت مجبور ميشن انگشت رو از بيخ قطع كنن! امير انگشت اشاره دست راستش رو در ناحيه بين بند اول و دوم قطع كرده بود!
اينجور اتفاقها باعث ميشه آدم يكم بيشتر قدر سلامتيش و حتي يه بند انگشتش رو بدونه، وقتي فكر ميكنيم اين اتفاق يا مسائل مشابهش مي تونست براي ما هم بيافته بيشتر تنمون مي لرزه! بنظر من بيشتر از هر موضوعي بايد به اين توجه كنيم كه اتفاق و حادثه چيزي نيست كه هر روز بخواد برامون پيش بياد، بايد خيلي به اين واقعيت دقت كنيم، اگه قرار بود حادثه هر لحظه شما رو تهديد كنه اونوقت شما به سرعت تمام حواس و قوات رو جمع مي كردي كه از خودت مواظبت كني، اما بيشتر از اونجا صدمه ميخوريم كه اون تهديد برامون ملموس نيست، مي دونيم وجود داره اما هيچ احساسي نداريم! اگه شما يه سگ رو ببيني از همون اول تهديد رو حس مي كني و سعي مي كني يه كاري كني كه بلايي سرت نياد اما وقتي با يه دستگاه كه مي تونه بكشتت كار ميكني خيلي از مواقع هيچ تهديد خاصي رو احساس نميكني و اين عدم احساس یواش یواش انقدر زياد ميشه كه بي دقتي رو افزايش ميده! حتي ممكنه يك بار هم شانس آورده باشي و از يك خطر در رفته باشي اما باز هم بي خيالي همراهته، انقدر كه آخر سر يه گوشه گيرت مياندازه!
حدود يه ماه پيش يكي از بچه ها ميخواست ذوب بريزه، ما هم رفتيم كمكش، البته حجم مذاب كم بود و همين خودش خطر رو كم مي كنه... قالب فلزي بود و توش رو هم يه پوشش زده بودن كه چسبندگي با مذاب ايجاد نكنه، من قبلش يكسري اخطار دادم چون ديدم خيلي بي خيال داره مذاب رو ميريزه! حتي يه رو بند هم جلوش نيانداخته بود اما خوب اين كسي كه مي گم تو اين سري مسائل بي توجه هستش (و تا حالا هم خيلي شانس آورده اما خودش مي گه از كار درستيم بوده!)، بوته ( ظرفي كه مذاب داخلشه) رو كج كردن و مذاب رو ريختن تو قالب، همون لحظه يه بخار بلند شد و بووووم!!! من فقط تونستم روم رو برگردونم
مذاب پاشيد به همه طرف، بعد نگاه كرديم ديديم مثل اينكه زنده هستيم! من يكي دوتا تركش مذاب خورده بود به عينكم!يكي به دستش يكي به شيشه اش!! و همونجوري چسبيده بود ( شانس آوردم ممكن بود كور بشم) نگاه كردم ديدم بقيه هم فقط لباس و شلوارشون بصورت موضعي سوخته، اما كسي كه مذاب رو ريخته بود بنظر مي اومد پيرهنش داره دود مي كنه و داره آتيش ميگيره! مذاب كه پرت شده بود يه مقداریش افتاده بود تو لباسش اما از روي پيرهن رد شده بود ( احتمالا از یقه اش) و بعد دوباره افتاده بود رو پيرهن (منظورم از داخل هستش) و داشت اون رو مي سوزوند! كه سريع يكي از بچه ها پيرهن اين دوستم رو كند تا خطري پيش نياد! (خوب شد یه تی شرت هم پوشیده بود وگرنه پوستش می سوخت)
علت حادثه:مرطوب بودن پوشش داخل قالب! ( بي دقتي در خشك كردن پوشش و اطمينان از خشك بودنش) يك ذره رطوب پوشش در اثر برخورد با مذاب به سرعت بسيار بالايي به بخار تبديل شده بود و مثل يك انفجار همه مذاب رو از قالب به بيرون پاشيده بود! و بزرگترين شانسي كه ما داشتيم اين بود كه قالب از همه طرف بسته بود و فقط يه راهگاه باريك (به اندازه انگشت) در بالاش نصب بود و همه مذاب نميتونست به همه اطراف پخش بشه، با اينحال از درز بسته قالب مذاب باز هم مذاب به اطراف پاشيده شده بود!
مواظب باشيد.
چند روز پيش صبح چشمهام رو بـاز كـردم اما باز هم خـوابـم مي اومد و گيج بودم گفتم بـزار موبـايل رو روشن كنـم، كنار تخت بود برش داشتم و روشنش كردم بعدش پين كد –PIN code-رو زدم و موبايل رفـت تو صفحه اصـلي من هم چشمها رو بستم چون هنوز خواب بودم و خسته، دو سه دقيـقه بعد گفتم بزار ببيـنم ساعـت چنـده، سرم رو چرخـوندم و به موبايلي كه تو دسـتـم بود نگاه كردم. تعجب کردم وقتی ديدم نوشـتـهPlease enter your PIN code !!
توضيح:
من تو خواب و بيداري بودم، من واقعا موبايل رو برداشته بودم و روشن كرده بودم و درخواست پين كد هم اومده بوده اما من بقيه ماجرا رو تو خواب ديده بودم و اونهم بدون حتي يك لحظه توقف يعني همون لحظه خواب ديدم كه پين كد رو زده ام و موبايل وارد صفحه اصلي شده، فاصله ميان خواب و بيداري من شايد كسري از ثانيه بوده، و من تو اين فاصله كم از بيداري به خواب رفتم و كارم رو تو خواب ادامه داده بودم!
1- يادتونه در خصوص فیلم انیمیشن "پرسپولیس" مرجانه ستراپي يک پست نوشته بودم؟
خب فيلمش رو كه هنوزخودم گير نياوردم اما گشتم و كتابهاش (كميك استريپ) را پيدا كردم، حتما دانلودش كنيد و لينكش رو هم به دوستانتون بديد كه كتابها رو دريافت كنند. دو تا كتاب هستش كه حجم اولي 20 مگ و دومي 35 مگ هست – جلد اول كتاب رو دو قسمت كردم و جلد دوم رو سه قسمت ( در كل هر قسمت نزديك 10 مگ) راه حل آسون براي كسانيكه اينترنت سريع ندارن اينه كه برن كافي نت و راحت دانلودش كنن، اگر هم دوست ندارن پول كافي نت بدن كافيه يكم صبر و تحملشون مناسب باشه اونوقت با همون Dial up هم ميشه گرفت فوقش هر قسمتش 30 دقيقه زمان مي خواد! البته الان خيلي ها از محل كارهم دسترسي با سرعت بالا دارن، اون هم راه حل خوبي ( اينجا لازم است متذكر شوم كه ما مي دونيم كه اين دوستان سر كار اصلا با اينترنت كار شخصي انجام نمي دن! حالا اين يك بار اشكال نداره)
2- من اهل اينجور آهنگها نيستم اما خب بهر حال آهنگ جالبيه، حتما هم بگيرين كه بعدا گيرتون نمياد!! اسم آهنگش هم هست " نامه اي به رئيس جمهور" اسم خوانندش بهرام هستش.
جالبه تو اين خر تو خري، يه چيزهايي مياد بيرون كه آدم تعجب مي كنه.
كلمات كليدي: دانلود كتاب مرجانه ستراپي مرجانه ستراپي پرسپوليس marjane satrapi comic book persepolis
كلمات كليدي: دانلود آهنگ بهرام نامه اي نامه اي به رئيس جمهورnamei be raees jomhoor download
چند روز پيش يه اتفاقي براي پدرم پيش اومد كه دوست دارم اينجا بيانش كنم و ببينم شما چه نوع برخوري رو ترجيح ميداديد يا اينكه اگه خودتون بوديد چي كار مي كرديد؟
قضيه اينه كه پدرم رفته بود يه سري مواد غذايي بگيره، مغازه دار هم يه كيسه نايلون برداشته بود و چيزهاي مورد نياز پدرم رو داخل اون گذاشته بود. همراه اين خوردني ها يك ظرف بزرگ خيار شور هم بود كه تا حدي هم سنگين بوده، پدرم به فروشنده مي گه كه اين كيسه پاره ميشه ها! فروشنده ميگه نه آقا اينا محكمن به اين راحتي ها پاره نميشن. پدرم ميگه اما اين ظرف خيارشوره سنگينه و اين كيسه نايلون نمي تونه تحمل كنه، طرف مي گه اختيار دارين آقا با من، چيزيش نميشه و از اين حرفها، خلاصه يه بار ديگه هم بابام ميگه و طرف هم باز ميگه كه مشكلي نداره. پدرم پول رو ميده و كيسه نايلون پر رو از دست فروشنده ميگيره، به سه ثانيه هم نمي رسه كه كيسه پاره ميشه و همه چيز مي ريزه زمين خب ظرف بزرگ خيار شور هم شيشه اي بوده و ميشكنه! بابام ميگه آقا من به تو ميگم كه اينجوري ميشه ميگي نه و ... خلاصه طرف ميگه آقا تو دست شما پاره شد! بعدش يكي ديگه مياره و ميگه بياين پول قبلي رو نصف به نصف بديم و از اين حرفها، بابام هم ميگه حرف پولش نيست مگه من دارم سر پولش بحث مي كنم و پول اين يكي شيشه خيار شور رو هم ميده و به طرف ميگه وقتي ميگم پاره ميشه يعني ممكنه بشه ديگه و .... در نهايت هم مياد بيرون. آخر سري كه داشته مي اومده مغازه دار صداش مي زنه كه آقا آقا ... ديگه بابام مياد.
من وقتي قضيه رو شنيدم گفتم نبايد پول مي دادين اما پدرم گفتش كه شرمندش كردم! ميگه همين كه طرف صدا كرد آقا آقا يعني اينكه شرمنده شده بود، من راستش همچين حرفي رو قبول ندارم، فكر هم نمي كنم فروشنده شرمنده شده باشه! فكر مي كنم اگه من بودم چون قبلش چند بار اخطار داده بودم مي گفتم به من ربطي نداره من قبلش گفتم حالا هم يه ظرف نو بيار ( البته من گير نيستما اما وقتي چند بار يه موضوع رو گفته باشي ديگه حجت را تمام كرده اي نه؟)
شما نظرتون چيه؟ رفتار پدرم درست بوده؟ شما چي كار مي كردين؟
