من از همين تريبون ملي و بومي اعلام مي كنم كه بزودي قوانين مدرن و مثبتي در خصوص وبلاگ نويسي به شما ملت هميشه در صحنه ارائه خواهد شد و اجراي آن بر فرد فرد افراد وبلاگي لازم ميباشد.
مردم عزيز از آنجا كه روحيات شما با بي قانوني و بي خردي هماهنگ نيست و قصد آنرا نداشته و نداريد كه امور خود را به هرج و مرج بسپاريد هياتي از ميان آحاد وبلاگ نويسان انتخاب شده اند تا هر چه سريع تر قوانين مدون را در اختيار شما قرار دهند و همانند هميشه با پشتوانه شما و با استقبالي كه همواره از شما سراغ داريم اين روند را ادامه تا به نتيجه نهايي برسيم. در ذيل نمونه هايي از قوانين آينده را به سمع و بصر شما مي رسانم:
1- وبلاگ همانند خانه شما است همانطور كه ورود افراد بيگانه به خانه هاي شما ممنوع مي باشد در وبلاك نيز مي بايد ورود ديگران با كسب اجازه باشد. بنابراين هر وبلاگ نويسي موظف است كه همچون خانه خود از وبلاگش محافظت نمايد و تنها در صورت شناخت افراد آنها را به وبلاگ خود راه دهد، بديهي است چنانچه وبلاگ بدون محافظت بماند احتمال تصرف آن از طرف اجانب وجود داشته و مسئوليت مستقيم آن بر عهده صاحب وبلاگ مي باشد
2- وبلاگ همانند لباسي است كه شما بر تن داريد ار آنجا كه هيچ كس لباسهاي غير مرسوم را بر تن نمي كند و چنانچه اين امر را صورت دهد برادران ما او را سر جايش مي نشانند شما هم مي بايد ظاهر وبلاگتان در حد و شان جامعه باشد! از زدن تيپهاي عجيب و غريب و شكلهاي نامربوط ( همانند همين وبلاگ مستهجني كه اين مطالب را در آن مي بينيد! ) جدا خودداري فرموده در غير اينصورت با شما برخورد خواهد شد. خواهران عزيز نيز بهتر است از رنگهايي تيره همانند مشكي يا سورمه اي و يا رنگ طوسي استفاده نموده تا منزلت خويش را حفظ نمياند.
3- مطالب نوشته شده در وبلاگها مي بايد مغايرتي با سنت و يا مذهب نداشته باشد و اينچنين نباشد كه مثلا كسي در وبلاگش از ميني ژوپ بنويسد و يا در مورد ₮€₩₣םầ !
4- وبلاگها ساعت كار خواهند داشت! هيچ وبلاگي حق ندارد بيست و چهار ساعته كار كند. منتها فعلا بر سر ساعت وبلاگ نتيجه گيري نهايي نشده است. يا از ساعت 7 صبح تا 2 بعد از ظهر است و يا از ساعت 9 صبح تا 4 بعد از ظهر. البته با شرايط خاص مي توان اين ساعت را تا 7 شب تمديد كرد.
5- چنانچه كسي وبلاگ خود را در نيمه شب آپ ديت نمايد به عنوان بر هم زننده نظم عمومي و تهييج افكار عمومي مورد پيگرد قرار مي گيرد.
6- وبلاگ نويسان موظف هستند هر ماه در محل تاييد وبلاگر ها حضور به عمل رسانند در غير اينصورت وبلاگ بدون صاحب قلمداد شده و به فروش گذاشته مي شود.
7- جمعه ها تمامي وبلاگها تعطيل خواهد بود.
8- در حال حاضر نوشتن پستها در وبلاگها مجاني مي باشد اما بزودي هر كس كه مي خواهد پست جديدي به وبلاگ خود اضافه نمايد مي بايد مبلغ 5000 ريال به حساب ........... واريز نموده تا اين امكان در اختيار ايشان قرار بگيرد.
9- به علت آنكه در كل، وبلاگ براي كشور مضر مي باشد هر گونه تغيير و تحول ديگر مي بايد با پرداخت هزينه مربوطه انجام گردد و مبلغ پرداخت شده صرف ساختن خانه هاي ويران شده از زلزله مي گردد.
10- اسامي وبلاگها مي بايد از نامهاي شناخته شده و متعارف جامعه انتخاب شود و نامهاي مهجوري مانند monomania و ... مورد تاييد نمي باشد به همين جهت صاحبان اين وبلاگها بايد نامي جديد و درخور براي وبلاگهاي خود انتخاب نمايند تا وبلاگ مربوطه بسته نشود.
11- بر اساس قانون رعايت نزاكت چنانچه كسي 3 بار در وبلاگ خود ناسزا بگويد و يا هياهو ايجاد كند زبانش از حلقش بيرون مي كشيم!
12- به علت آنكه همه دوستداران و دست اندر كاران وبلاگ با ايجاد و اجراي اين قوانين موافق ميباشند چنانچه كسي اعتراضي نمايد در مرحله اول جواز وبلاگ از ايشان سلب خواهد شد و در مرحله بعد به 60 ضربه شلاق و بالاتر از آن محكوم خواهد شد.
13- گشت وبلاگ بزودي راه اندازي خواهد شد و به وبلاگهايي كه شئون وبلاگ را رعايت نمي كنند و حرمت وب را نگه نمي دارند تذكر داده خواهد شد.
14- طرح جداسازي وبلاگهاي مردانه از زنانه تحت بررسي است و پس از مشخص شدن نتايج نهايي آن اعلام خواهد شد.
در صورت داشتن پيشنهادهاي ديگر، آنها را به همين محل ارسال نماييد تا مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
لعنتي! فكر مي كنم بيشتر از هر چيزي از زلزله مي ترسم!! قلبم مياد تو دهنم وقتي زمين زير پام ميلرزه، بديش هم اينه كه كوچكترين لرزشي رو حس مي كنم و سريع مي فهمم! خود مرگ و ترس از مردن يه طرف اما اينكه آدم چجوري بخواد بميره يه موضوع ديگس! از نظر من زلزله يكي از بدترين مرگها رو برات ايجاد مي كنه! ترس و اينكه ميبيني الانه كه بميري و نمي دوني زيرت خالي ميشه يا يه چيزي از بالا مي خوره تو سرت!! اگه تجسمت هم خوب باشه كه اون لحظه خودت تصاوير رو جلو جلو مي بيني!!
الان كه زمين يه ذره لرزيد من پاي كامپيوتر بودم به شدت حسش كردم! اين چه وضعيتيه آخه! اصلا خوشم نمياد بدونم دوران زلزله تهران به سر اومده و بايد همواره منتظر يدونه درست و حسابيش باشم!!
تازه اگه زنده هم بموني وقتي همه جا ويرانه. وقتي ببيني نزديكانت مرده ان يا اينكه نمي دوني دوستات زنده ان يا نه!! خيلي فاجعس! مسلما با اين شرايط تهران، نه آب خواهد بود نه غذا نه برق نه هيچي بعدشم كه همه جسدها شروع به خراب شدن مي كنند و بزرگترين فاجعه دنيا اتفاق مي افته!
بسه! نمي خوام بهش فكر كنم...
- صفحه ۲۱ روزنامه ايران مورخ چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ نوشته:
" بذر "جو" با دانش هسته اي توليد شد"
در ادمه نوشته:
معاون وزير جهاد كشاورزي و منابع طبيعي با معرفي اين رقم جديد بذر جو گفت: اين نخستين دستاورد ايران در استفاده صلح آميز از فناوري هسته اي در توليد محصولات كشاورزي است و به زودي توليدات ديگر اين عرصه به مردم معرفي خواهد شد... جعفر خلقاني رئيس سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي گفت: در گذشته كود را كليد امنيت غذايي مي دانستند ولي امروزه دنيا به اين نتيجه رسيده كه دانش كليد امنيت كشورهاست...بدون شك بايد گفت هيچ دانشي به اندازه دانش هسته اي كاربردهاي مختلفي در بخشهاي كشاورزي ندارد...
نه كه آيكيوي من خيلي كمه _ فكر كنم 40 باشه! - خيلي تلاش كردم ارتباطي ميون انرژي صلح آميز هسته اي و كشاورزي و بذر پيدا كنم كه نتونستم متاسفانه... خب اگه مي تونستم حتما واسه خودم يه دانشمند هسته اي مي شدم ديگه، اسكورت و برو و بيا و ...
2- اینجا رو نگاه کنید جالبه، يه سري كشورها رو نشون ميده كه سفره غذايي مردمشون چه چيزهايي هستش و خرجشون هم چقدره! مردم آلمان گرونترين سفره غذايي رو دارن!! اگه ايران هم نشون داده بود جالب ميشد، مي خواستم ببينم نفت يا پولش تو سفره هست؟!
حالا از روي شكل ظاهري سفره ها دوست داشين كدوم يكي از سفره ها رو انتخاب كنين؟
خيلي جالبه انگار يه عده دارن مانتوها رو مي كشن پايين( گفتم مانتو، نه شلوار!) يه عده هم دارن ميبرنشون بالا ... كشمش رو با نگاه به مانتوها ميشه حس كرد!
اما داره مي ره بالا
دوست عزيزمون يه مطلب نوشتن در خصوص اينكه يه مثلا دانشمندي اومده و فرمول اعداد اول رو كه مساله اي چند هزار ساله و غير قابل حل بوده بدست آورده و پوز دنيا رو زده و از اين چيزها ... البته اين دوستمون يه لطفي كردند و از اون ديد به قضيه نگاه كردند و كلا ايشان را به گنداب كشانده اند !:) و البته جاي بسي خوشحالي است كه اين دوستمون اين كار رو كرده اند و اين اطلاعات خوب رو به ما داده اند. چيزي كه اينجا بيشتر به چشم مياد يادآوري مسائلي هست كه در چند سال اخير شتاب بيشتري گرفته و اون هم اعلام انواع كشفهاي عجيب و غريب هست كه دنيا بر سر حل اونها مونده و مثلا يه دختر 16 ساله با كمك برادرش اون رو حل مي كنه! يه مثلا يه سلول بنيادين رو كشف مي كنند كه مي تونند با اون همه اعضاء بدن رو بسازند!( فكر مي كنم اين فلسفه سلول بنيادين به زمان ارسطو بر ميگرده مه حدس مي زدند كه احتمالا يه چيزي به اين اسم ميتونه وجود داشته باشه و آدم رو از روي اون بسازند اما خب دانشمندان كشورهاي ديگه كه درست و حسابي خرفت هستند ساليان سال است كه يه چيزي به نام بي ان اي پيدا كرده اند كه همون كار رو مي كنه خيلي از كاملتر و بهتر !)و كلي كشفيات ديگه كه در اين چند ساله به علت وجود انديشمندان در سطوح بالاي مديريتي بيشتر و بيشتر شده و همچنين تبريكات بيشماري كه به رئيس جمهور نابغه! كشور داده شده ... حالا اينها بماند من يه چيز جديد پيدا كرده ام
در مورد سايت آقاي سيد محمد رضا موسوي هاشمي ( كاشف فرمول اعداد اول!!!) چند تا نكته قابل تامل هستش !
1- به سايت سر بزنيد! خب همين !!! توضيح ديگه نمي خواد. حالا چون شمايي يه توضيح ميدم! انگار سايت رو يه بچه اول دبستان طراحي كرده!! من شخصا خودم از روي سايتها مي تونم تا حدودي بگم توش چه خبره! حالا بماند
2- در قسمت معرفي نوشته:
I am Seyyed Mohammad Reza Hashemi Moosavi and university professor that I chosen as a …
در يه قسمت ديگه نوشته :
I am Dr.S.M.R.Hasheimi Moosavi.
I have discovered the formula of the prime numbers after 20 years of research. I solved the unsolvable problems related to them
والا يه استاد اينجوري انگليسي مي نويسه؟؟
به اين طريق در ادامه مي تونه بنويسه
My website is good. I think my website Is good. Do you think that it is good? because you like it very much!
3- كتابي رو كه معرفي كرده هرچقدر گشتم پيدا نكردم ! اصلا اسمش رو كه تو گوگل مي زني هيچ كتابي نمياره!!
4- من اسم ايشون رو هم سرچ كردم و باز به نتيجه اي نرسيدم كه اصلا مطرح باشند!!
5- نوشتن كه اينجا بهشون جايزه داده اما من هر چي توي خود سايت رو سرچ كردم هيچ نشاني از ايشون نبود!!! انگار كه انهو وجود ندارند!
خب حالا اين موضوع رو بي خيال من يه جاي ديگه رو گير آوردم كه يه كشف جديد توش مطرح شده و اونهم مقدار عدد پي هستش. آقاي دنبلي كشف كرده اند كه عدد پي -3.14- نيست بلكه -3.15- هستش!
حالا وبسايتش خيلي شيكتره!
من خيلي دوست داشتم كتابش رو بگيرم ببينم چي گفته اما در كل مي خوام نه از روي رياضي بلكه از روي منطق يادگرفته شده در زندگيم به بحث بپردازم!
1- اول از همه فرض مي كنيم كه اين قضيه درست باشد و از روي برهان خلف مي رويم جلو! (علامت – به معني منفي نيستشا! براي اينكه عددها جابجا نشوند گذاشتم)
يك نفر كشف كرده است كه عدد پي -3.14- نيست و -3.15470053- الي آخر است. اگر واقعا همچين كشفي صورت گرفته است خب چه اتفاقي مي افته؟ دنيا يكدفعه مي تركه !! همه جا در موردش مي نوسيند و غوغايي ميشه ... اما وقتي سرچ مي كنيم، آقاي دينبلي(dinbali) رو درهيج سايتي پيدا نمي كنيم !! فرضيه -3.15- رو هم به همين صورت ! يعني عدد پي و -3.15- رو سرچ كردم به هيچ جا جز همين سايت ايشون نرسيدم!!! نه مقاله اي علمي! نه بحثي! نه اصلا شكي! چيزي !! حرفي حديثي ...
2- در سايت مذكور راجع ايشان اطلاعات مبهم داده شده است !!! چرا ما ندانيم كه ايشان سابقه اش چي بوده ؟ چه چيزي خوانده؟ كجا خوانده؟ اما لازم است بدانيم كه ايشان از سه سالگي با رياضيات آشنا شده اند!! و اولين معملشان مادرشان بوده است!!
3- باز هم برهان خلف: من كه راستش با عدد پي آشنا نيستم و تحقيقاتي رو كه بر روي اين عدد انجام شده نمي دونم اما مي دونم كه عدد پي فرمول نبوده (البته از فرمول بدست مياد اما مثلا فرمول v=d/t نيست) كه يكبار كشف بشه و بعدها مثلا 30 سال بعد يكي پيدا بشه فرمول درست رو ارائه بده و دوباره 100 سال بگذره و يه نفر ديگه يه كشف جديد كنه! عدد پي به علت مميز داشتنش همواره بررسي شده تا بتوانند اعشار بيشتري را در ادامه آن بدست آورند. اين موضوع اين مفهوم رو مي رسونه كه روش درسته اما براي بدست آوردن نتايج بهتر به وسايل و ابزارهاي محاسباتي درستتري نياز است
4- در زمان حاضر عدد پي رو تا ميليونها رقم اعشار محاسبه كرده اند! مي دونيم كه هر يك رقم كه به اعشار اضافه شود يعني عدد مذكور با دقت 10 برابر بدست اومده همونطور كه -10.12- صد برابر داراي دقت بيشتر نسبت به 10 مي باشد(فرضا اولي را با متر سنجيده ايم و دومي را با كوليس يا اولي را قبل از اعشار گرد كرده ايم و دومي را در صدم گرد گرده ايم). اين سايت كه اسم خيلي جالبي هم داره (از اون اسمها است كه به اين راحتي يادت نمي مونه) عدد پي رو تا يك ميليون رقم اعشار نوشته (يك ميليون رقمه بودنش رو من چك كردم درسته).
5- تا چهار ميليون رقم اعشار رو مي تونيد اينجا ببينيد ( چهار ميليونه بودنش رو چك كردم درسته).
6- حالا اگه راضي نشديد مي تونيد تا 20 ميليون رقم اعشار رو در اين كتاب ببينيد. در جلد دوم مي تونيد 20 ميليون تا 40 ميليون رو ببينيد. در جلد سوم 40 تا 60 ميليون. جلد چهارم و .... در نهايت در جلد هفتم مي تونيد از 120 ميليون رقم اعشار الي 140 ميليون رو ببينيد. بسه؟
7- دقت 140 ميليون اعشار رو اگه بخواهيم با دو رقم اعشار -3.14- مقايسه كنيم ميشه 10 به توان يكصد و سي و هشت ميليون برابر دقت بالاتر اونوقت عجيب نيست يكي بياد و در حد صدم نظر بده؟؟
8- يه نكته مهم اينكه اگه به كسي بگيم عدد پي چقدره مي دونيد چي ميگه؟ ميگه -3.14- يعني شايد همه بدونند كه عدد پي -3.14- هستش اما نصفشون هم ندونند كه عدد پي -3.141- هستش و 10 در صد هم ندونند كه -3.1415- هستش! منظورم اينه كه به اجبار ايشون مجبور بوده 3.14 رو بگه 3.15 كه به چشم بياد! وگرنه اگه مي گفت عدد پي -3.1415926535 -نيست و 3.1415926536- - هستش كه به چشم نمي اومد!!(منظورم به چشم من و شما آدمهاي عادي بود) اين هم از اون اجبار هاست كه مچ آدم رو ميگيره!
مساله ديگه اي كه براي من جالبه اينه كه چرا دانشمندان ما همگي قوانين و مواردي رو مطرح مي كنند كه ساليان سال قبل مطرح شده و ديگه داره خاك مي خوره به اين دليل كه اثباتشون مسجل شده و يا اينكه اصلا ديگه كارايي ندارند ( مثل سلول بنيادين!) و مشخص شده اشتباه بوده و ... به هر حال انقدر از اون زمان فاصله علمي گرفته شده كه اين حرفها مطرح نباشه. بيشتر از هر چيزي موردي كه به چشم هر چشم تيزبيني مياد اين هست كه مواردي همواره مطرح ميشه كه مردم يه چيزهايي راجع بهش مي دونند و براشون يكم آشناست و همين باعث ميشه داستانهاي علمي تخيلي به نام دانشمندان ما بيرون بياد كه مردم ذوق كنند و فكر كنند چه پيشرفتي داريم مي كنيم! خودتون اگه يكم براي پروژه ليسانس تحقيق كرده باشيد (اگه براي فوق ليسانس يا دكترا تحقيق مي كنيد كه چه بهتر) متوجه مي شويد كه موضوعات تحقيقي ديگه به اين صورت نيست كه چسب آيا مي چسبه يا نمي چسبه! يا برق اگه جريانش بره بالا چي ميشه!! مسائل مطرح دنيا الان انقدر در اين زمينه ها جزئي و ريز هستند كه فقط كسي كه بر روي آنها كار مي كند از آنها سر در مي آورد و يكسري مسائل جديد كه تازه مطرح شده و اونها رو هم فقط كسانيكه در گير هستند درك مي كنند!
مثلا كافيه به سايت sciencedirect سر بزنيد و اونجا متوجه ميشيد كه مقالات به چه صورت هستند. وقتي يك كلمه عمومي مي زني به هيچ چيزي نمي رسي !مثلا aluminum!(آلومينيوم) بجاش بايد عبارت مشخص تر بنويسي . مثلا aluminum age hardening ( البته اين هم كلي گويي هستش چون 138 تا جواب مياد كه زياده)
يه سري مقاله مياد مثل اين:
Compressive deformation behaviour of coarse SiC particle reinforced composite: Effect of age-hardening and SiC content
ببينيد چقدر با جزئيات هستش! "رفتار تغيير شكل فشاري ذرات درشت شده SiC كامپوزيت مسلح شده: تاثير پير سختي و ميزان SiC"
يا مثلا ميروي در ژورنالهاي پزشكي Acta Tropia رو انتخاب مي كني، عنوان اولش اينه:
Maternal responses to childhood febrile illnesses in an area of seasonal malaria transmission in rural
البته براي من كه رشته ام پزشكي نيست سخته ترجمش( زبانم هم خيلي خوب نيست) اما مثلا معنيش اين ميشه:
واكنشهاي مادرانه به بيماريهاي تبزاي دوران بچگي در منطقه اي از انتقال مالارياي فصلي اتيوپي روستايي! (البته اگه درست ترجمه كرده باشم!)
حالا با اين شرايط حاكم بر دنياي علمي جهان خنده دار نيست كسي حرف از كشف مباحث كهن بزنه؟؟
فريدون جيراني كه در كارنامه اش مي توان فيلم پر فروش قرمز (حتي با كاستيهايي كه آن فيلم هم داشت) مشاهده كرد در ادامه روند كارگردانيش دست به ريسكي بزرگ زده است! ساختن فيلمي كه فقط قصد و هدفش بوجود آوردن چيزي است كه شايد بتوان آنرا ترسناك يا تريلر ناميد! اما آنقدر اجزاء مختلف ساخت آن داراي مشكل است كه در نهايت محصولي نچسب، كشدار، كند و گاها خنده دار به بيننده ارائه مي شود.
فيلم با آشنايي دو جوان شروع مي گردد. اين آشنايي و ادامه آن انقدر ساده لوحانه و سطحي ساخته شده كه هيچ حسي به بيننده نمي دهد همچنين او را قانع نمي كند تا با دقت بقيه داستان رو دنبال كند. رها شخصيت زن اول فيلم داراي پدري همواره مست است! پدري كه در عين بد مستيهايي كه او را از دنيا بي خبر مي سازد برج ساز قابلي است! همسر او نامادري "رها" زني است كه روانشناسي خوانده، مادر كوهيار (شخصيت اول مرد) زني است كه از همان اول به راحتي مي توان به عقل او شك كرد اما هيچكدام از اين موارد به چشم خانواده دختر و خود رها نمي آيد.
كارگردان حركات و رفتارهايي خاص را براي كوهيار ديكته كرده به گونه اي كه انگار تلاش دارد از همان دقيقه اول فرياد بزند "من نرمال نيستم"! اين همه رفتار غير نرمال بيننده را مشمئز مي كند اما به چشم رها نمي آيد.
جيراني در ادامه دست به تحريف رسوم ايران مي نمايد! و اين باعث كاهش هرچه بيشتر ارزش فيلم مي گردد. هر دو خانواده مرفه مي باشند اما در خصوص ازدواج فقط عقدي در محضر صورت مي گيرد نه تحقيقي نه خانواده اي! انگار تنها اين دو خانواده و همين تعداد اندك انسان در تهران همديگر را مي شناسند، و با اين طريق كارگردان مي تواند اين ازدواج را به گونه اي توجيه نمايد.
در ادامه رفتارهاي غير عادي كوهيار بيشتر و بيشتر مي شود و اما رفتارها و صحنه ها همه كليشه اي هستند! در فيلم بارها مي بينيم كه كوهيار با لحني احمقانه در همه جا "رها" را صدا مي زند. اين عمل انقدر تكرار مي شود تا در نهايت اعتراض تماشاگر بلند مي شود. هچنين نيمي از فيلم در رعد و برق و باران كه خاصه فيلمهاي ترسناك است مي گذرد اما آنهم انقدر تكرار مي گردد كه فرياد تماشاگر بلند مي شود.
كوهيار بي كار است و هر هنگام كه بخواهد فيلمي را تماشا نمايد تنها به يك فيلم رجوع مي كند و همواره آنرا مي بيند. با تمام روانپريشي كه رها و مادرش دارند ( كه در ادامه فيلم بيشتر مشخص مي شود) ليكن مي توانند زيبايي را تشخيص دهند، خانه پر است از تابلوهاي هنري زيبا، موسيقياي كه عموما افرادي آنرا گوش مي دهند كه بيشتر از موسيقي سر در مي آورند اين گونه رفتارها با شخصيتهاي ديوانه فيلم سازگاري ندارد، يا به اندازه كافي به آنها پرداخته نشده است تا براي بيننده باور پذير گردد.
اشتباهات و نواقص فيلم كم نيستند اما بطور خلاصه مي توان آنها را به شرح ذيل بيان نمود:
۱- در صحنه اي كوهيار با کمربند به جان رها مي افتد و بعد رها را مي بينيم كه سر و صورت زخمي بهوش مي آيد. هر كسي مي تواند بفهمد كه شلاق نمي تواند زخمهايي مانند مشت بر روي سر و صورت و چشم! درست كند! چطور ممكن است كه کمربند به صورت و يا چشم كسي بخورد و اثر آن كبودي دور چشم باشد؟
۲- در صحنه اي ديگر كوهيار در خيابان كتك مي خورد و از بيني اش خون مي آيد ابتدا از بيني چپ كوهيار خون مي آيد اما در صحنه بعدي پنبه را در بيني راستش قرار مي دهند تا خونش بند بيايد ( اين مي تواند از اشتباه ديدن اينجانب منتج شده باشد)
۳- هنگامي كه مادر كوهيار مي ميرد جسد او و حالتي كه توسط عوامل فيلم (كارگردان، نور پرداز، گريمور) به او داده شده است بيشتر از هر چيزي خنده بيننده را در مي آورد تا صحنه اي ترسناك از يك جسد.
۴- كارگردان مشخص نمي كند كه در اواخر فيلم آيا رها ديوانه شده است يا عاقلانه دست به كارهاي انتقام جويانه مي زند ( البته اگر ساخت فيلم خوب بود اين موضوع مي توانست نكته مثبتي باشد)
۵- در صحنه اي كوهيار با تبر شروع به شكستن در مي كند كه اين صحنه كپي ضعيفي از صحنه ترسناك فيلم Shining-- ساخته كوبريك كبير مي باشد.
۶- در صحنه كشته شدن پدر رها، صدايي بعد از خوردن ضربه از خود در مي آورد كه با توجه با ساير شرايط فيلم بر روي بيننده تاثيري جز ايجاد قهقهه ندارد و شما صداي خنده بلند تماشاگران را مي شنويد
۷- پس از مرگ پدر رها، پليس به دنبال دستگيري كوهيار نمي رود بدليل اينكه رها داراي مشكلات عصبي شده است و مي بايد ابتدا به حال عادي باز گردد و بعد از بيان داستان پليس اقدام نمايد. نكته عجيب اينكه پليس "رها" را هم رها نموده است! و اين همسر زجر كشيده در خانه خود نگهداري ميشود تا به حال عادي باز گردد! البته پرواضح است كه بتوان ادامه فيلم را عليرغم داستان ضعيف آن توجيه نمود لازم است كه پليسي تا آخر داستان درگير ماجرا نشود.
۸- در نهايت هنگامي كه پليس قصد ورود به خانه كوهيار را دارد با درخواست نامادري روانشناس رها مواجه مي شود كه درخواست مي نمايد به علت شرايط رها اول او وارد ساختمان شود و در نهايت تعجب پليس هم با اين پيشنهاد موافقت مي نمايد.
از ديد اينجانب اين فيلم يكي از ضعيفترين فيلمهايي بود كه در اين چند سال اخير مشاهده نموده ام. امتيازي كه به فيلم مي دهم 2 از 10 مي باشد.
ديروز استادمون با يه حركت متهورانه من رو ميخكوب كرد ... داشتيم از آزمايشگاه بر ميگشيم كه حرف دانشگاهها شدش و دكتر گفت دانشگاه تهران كه الان قسمت پزشكيش با بقيه دانشگاه يكي شده ( به طور صوري) خيلي اوضاعش بهتر شده و گفت كه الان رتبش شده نزديك 700، من گفتم مگه چقدر بود؟ گفتش حدود 1600 ! مكالمه ما خيلي كم در اين زمينه ادامه داشت اما تو همين زمان كوتاه من ازش سوال كردم كه چرا وقتي دانشكده علوم پزشكي اضافه شده رتبه انقدر بهبود پيدا كرده! يعني انقدر كارشون درسته اونا؟ گفت خب مقالات و پاپليكيشن آمارش خيلي رفته بالاتر... بعد من گفتم توي يه سايت ديدم كه دانشگاه شريف رتبش خوب نبوده گفت آره دانشگاههاي كوچيك شانس ندارند!! خلاصه من همچنان گيج ميزدم ... قبل از اينكه بخواد بره گفتم چطور مگه؟؟ مگه نسبت به تعداد دانشجو و اساتيد نمي سنجن يعني تقسيم كنند به تعداد. گفتش نه!! كل جمع همه اينها حساب ميشه!!! گفت براي همين دانشگاههايي كه رشته هاي زيادي ندارند رتبشون بد ميشه. گفتم معيارها چيه؟ گفت همون مقدار مقالات و جايزه ها و اگه كسي نوبلي ببره و ... ديدم معيارش دقيقا شبيه همون چيزيه كه سايت webometrics نوشته و فهميدم معيار اصلي تو دنيا همينه واقعا!! ولي از اينكه چطور بر تعداد تقسيم نمي كنند يعني نرماله نمي كنند هنوز متعجبم! حتما اون هم دليلي داره و ديدن بايد اينجوري باشه! حالا آدرس اون سايتي رو كه رنكينگها رو اساتيد داشنگاه تهران ازش استفاده مي كنند رو بايد از دكتر بگيرم.
تازه هفته قبل هم يه چيزي فهميدم!! اون هم اينكه ايمپكت فاكتور يا همون Impact Factor (I.F) از تقسيم تعداد ارجاعات به ژورنال در دو سال گذشته بر تعداد مقالات چاپ شده در ژورنال در دو سال گذشته بدست مياد. يعني يه ژورنال ممكنه در سال بهش 1000 بار Refer بشه اما به يكي ديگه 20 بار ولي چون اولي در سال 800 تا مقاله ميده و دومي در سال 12 تا IF دومي خيلي بيشتر از اولي ميشه! اين هم يكم عجيبه.
مرتبط : تامل در وضعیت دانشگاههای ایران
-------------------------------------------------------------------
این قسمت رو همین الان دارم اضافه می کنم. بعد از دیدن یه فیلم که کلا کله ات رو ۲ دور بچرخونه اگه زنده بمونی مثل من میشی و یه دفعه نبوغ درونت زنده میشه!! و میای اینترنت با دوبار کلیک کردن (به علت همون دوبار چرخوندن کله) می رسی به چیزی که می خواستی! حالا قبلش ۲۰ بار سرچ کرده بودی ها!!
الان به ناگه! دو تا سایت بر من یه جورایی نازل شد
جفتشون هم جالبه
اولی رنکینگ دانشگاههای دنیا تا رتبه ۵۲۰ هستش ( مربوط به سال ۲۰۰۶) که خب باز هم من دانشگاههای ایران رو توش ندیدم.
دومی از یه لحاظ هایی جالبتره(جالبتر و نه معتبرتر). برای اینکه می تونید رتبه بندی ها رو به صورت قاره ای و منطقه ای ببینید. اینجا رو اگه کلیک کنید لیست ۱۰۰ دانشگاه برتر آسیا رو بهتون میده. اینجا هم میبینید تا آخر لیست خبری از دانشگاههای ایران نیست و در نهایت دانشگاه تهران با رتبه ۹۵ در انتهای لیست قرار گرفته.
اینجا هم دانشگاههای ایران رو رتبه بندی کرده که خب دانشگاه تهران اوله و بعدش دانشگاه علم و صنعت هستش اما باز می بینیم شریف رتبش خوب نیستش. جالب اینه که این لیست با اون رتبه بندی که قبلا اعلام کرده بودم فرق داره( دیدم که دانشگاهی اختلاف رتبش تو دو تا لیست ۱۰ تا باشه) اما کلیتش شبیه هم هستش. مثلا یه دانشگاه از رتبه ۴۰ نشده ۸! پس همچین هم بی ربط نیستند.
خب همین دیگه. ما بریم بخوابیم! شب بخیر.
بعد از اينهمه سر و صدايي كه بي دليل سر فيلم خاصي شد فيلمي در جشنواره كن به نمايش دراومده كه قابليت ايجاد سر و صداي زياد رو داره اما به تبع و با شناخت از وضعيت كشوري ميشه حدس زد كه اصلا خبري ازش نخواهيد شنيد مگه اينكه خودمون اعلام كنيم و شما هم به ديگران اين خبر رو بديد! فيلم "پرسپوليس"-persepolis- يه فيلم انيميشني در خصوص زندگي يك دختر در زمان انقلاب و بعد از اون هست و بر اساس کتاب کمیک و اتوبیوگرافی خانم مرجانه ستراپي-Marjane Satrapi- توسط شركت sony pictures تهيه شده است. (لينك IMDB)
در ضمن این فیلم جایزه ویژه داوران رو در جشنواره کن از آن خودش کرده. برای اطلاعات بیشتر در خصوص حضور فیلم در جشنواره می تونید اینجا رو کلیک کنید
خيلي دوست داشتم بدونم اخبار خودمون اصلا حرفي، اشاره اي به اين فيلم كرده اند يا نه.( البته مي دونم كه اين كار رو نكرده اند اما دوست داشتم خودم همه روزنامه ها رو چك كنم)
پيشنهاد مي كنم كه اين لينكها رو براي دوستاتون بفرستيد تا اونها هم در مورد كتاب و فيلم اطلاعات كسب كنند.
من بيشتر از اين در خصوص فيلم و موضوعش توضيح نمي دم به دو دليل:
1- شايد دوست نداشته باشيد داستان فيلم رو كامل بدونيد (البته خودتون نصف داستان رو مي تونيد از همين الان حدس بزنيد)
2- سياسي نشه نوشته ام! :)
چند وقت پيش یه پست نوشته بودم در خصوص IQ و بت شكني ....
چند نفر كامنتهاي جديدي گذاشتن كه دوست دارم در موردشون صحبت كنم.
اول خانم آتوسا گفته اند:
"بسیار سفر باید کرد تا پخته شود خامی.
آمار همه جا هست همانطور که آمار خنده داره خود ما در مملکت نشون می ده تورم نداریم و غیره. در مورد هوش کافیه یه مدت با مردم کشورهای مختلف باشید. یه سفره ده روزه کافیه."
راستش من متوجه نشدم! يعني 10 روز با مردم ديگر كشورها بگرديم متوجه ميشيم كه چجوري هستن و IQشون چقدره؟ تو 10 روز حتي نميشه چند تا خيابون رو درست شناخت چطور ميشه مردم يه كشور رو درك كرد!!!
حالا فرض كنيم يكي بخواد تو 10 روز راجع به يه ملت نظر بده! اينجوري كه اوضاع ما از ايني هم كه هست بدتر ميشه! طرف مياد ايران ميره تو خيابون مي بينه يه عده ايستاده اند به سر و وضع ملت گير ميدن!! فرداش تو تاكسي نشسته كه راننده يه تصادف جزئي مي كنه، راننده تاكسي و اون يكي راننده پياده ميشن و انواع فحشهاي متنوع و داراي خواهر و مادر رو به هم ميدن و بعدش خر همديگر مي گيرن و اين بزن و اون بزن ...پس فردا تو خيابون داره ميره ميبينه وسط خيابون نرده گذاشته اند اما يه عده ميان از نردهها ميرن بالا و بعد از اون طرف مي پرن پايين كه از خيابون رد بشن!يه عده از اونها هم تقريبا ميرن زير ماشين!! تلوزيون ميبينه ... قرار يه فيلم خارجي پخش كنه مدت فيلم 67 دقيقه !!! ميگه كي اين فيلم سانسوري و فاجعه رو ميبينه! فرداش متوجه ميشه مردم نشسته اند و فيلم 67 دقيقه اي رو كامل ديدهاند!! هر جا ميره كافيه يكي يه حرفي بزنه همه ميان و شروع مي كنن به صحبت و سياستهاي كشور و تمام كشورهاي دنيا رو بررسي مي كنند و نظر مي دن، ميگن كه دنيا الان داره چجوري مي چرخه و فلان اتفاق كه يه زماني پيش اومده بود زير نظر كي بوده (با اينكه هنوز تمام كشورها در حال تحقيق موضوع هستند) بعد اين مردم با اينهمه هوش يه بار توي يه تصميم يكسان عمل نمي كنند! هر بار هر كسي جدید مياد بهش راي ميدن!! بعدشم تا دو سال مي گن نه خوبه! اطرافيانش نمي زارن كار كنه! میره مترو می بینه هنوز قطار مترو نیومده همه بلند شده اند و چسبیدن به لبه سکو!! فکر می کنه اینها نمی تونن بعد از این همه سوار شدن زمان ایست قطار رو تخمین بزنن که ۲ دقیقه زودتر صف آرایی نکنن!! بعدش در واگنها هنوز باز نشده مردم می چسبن به در وقتی باز میشه انقدر با زور میرن تو که کسی اگه می خواد پیاده بشه تو دردسر می افته! جالب اینه که تعداد مسافرها کمه و هر کسی یه نگاه کوچیک بیاندازه متوجه میشه که جا برای همه هست! با خودش میگه اینها یعنی متوجه این موضوع نمیشن که دارن همدیگر رو له می کنند!!؟ دعوا شده و آقای X مياد آقاي Y رو از آقاي Z جدا كنه! Y ميگه آقا ولم كن ببينم اين مرتيكه Z چي ميگه كه يكدفعه آقاي X ناراحت ميشه و با مشت مي زنه تو دهن Y !!
همچنین من نمي دونم وقتي آمار ديگه اي وجود نداره! و اصلا نمي دونيم چقدر درست و غلطه، چطور ميتونيم بگيم كه آمارش خنده داره؟!
آقاي MRPL هم كامنت گذاشته اند (مي تونيد نوشته اش را اینجا بخونید).
در جواب من بايد بگم كه والا كشوري با ضريب هوشي ميانگين 84 كشوري كاملا معمولي هستش!! چطور شما اينها رو "احمق" بودن فرض كردهاي؟!؟ و چرا مي گي "احمق"؟؟ احمق بودن با خنگ بودن فرق داره! شايد منظورت "خنگ" بوده. چون آدم با هوش بالا هم مي تونه احمق باشه! اما خنگ نيست.
اما فرض كنيم ميانگين IQ ما برابر 65 بود! من باز هم مي نوشتم، ننويسم و دروغ بگم كه ما باهوش هستيم كه چه اتفاقي بيافته؟؟ با ماشالله ماشالله كه كار درست نميشه! با گفتن اينكه با بي نظيريم و بهترينيم چي كار مي تونيم انجام بديم؟؟ جلوي چشمامون رو بگيريم و بگيم ما خيلي كارمون درسته! كه چي بشه؟ واقعا درست ميشه؟ رفتارت مثل رفتار مسئوليني بودش كه وقتي ايدز در ايران گزارش شد تا مدتها مي گفتند نه!! و زير بار نميرفتند! وقتي مصرف مواد مخدر شيشه، كراك گزارش شد قبول نمي كردند، انقدر چشمشون رو بر روي واقعيت بستند كه تمام جامعه دچارش شد! و حالا فهميده اند كه با نديدن مشكل نميشه اون رو برطرف كرد!!
آقاي MRSAAهم گفته من برم پيش روان شناس، من مراجعه مي كنم اما شما هم سعی کن بتونی واقعيتها رو هضم كني و تو رويا نباشي.
و حالا در ادامه بگم
مي دونيد تعريف بت چيه؟؟! اين داستانهايي كه راجع به پيامبران مي خونيم چه حقيقي چه غير حقيقي نكات جالبي هم داره، بت هر چيزي است كه شما ساخته اي(حالا با چوب، ماده يا توسط ذهنت...) و حالا اون چیزی رو كه خودت ساخته اي و اگر تو نبودي وجود خارجي نداشت مي پرستي!! بت پرستي به گونه ای پرستيدن "وهم" هستش، پرستيدن تصويري است كه شما از كسي، چيزي يا روايتي داريد. بت شكني به اين معنيست كه اون تصوير قابل پرستش رو بهم بریزیم! و اين خوشايند نيست براي خيلي ها! اما بهتر نيست دهانمون يه كم تلخ بشه اما واقعيت رو بتونيم ببينيم؟ از ديد من بت پرستي همچنان وجود داره، مردم همچنان يه عده يا سری موضوعات رو به عنوان بت واقعا پرستش مي كنند در صورتيكه واقعيت با تصور آنها تفاوت داره! من شخصا چه بقيه خوششون بياد و چه نياد سعي ميكنم اگه موردي به ذهنم رسيد بنويسم و بنظرم اين بهتر از سكوته. اشتباهه اگه بگم؟!
خانم ناتالی از تو سريال ارتش سري اومده بيرون و ما رو دعوت كرده به بازي تاثيرگذارترين.
براي خود من موضوعي به عنوان تاثير گذارترين به اون شكلي كه منظورمون هست وجود نداره! خيلي عجيبه نه؟ شايد هم درست يادم نمياد اما بخاطر خصوصيات اخلاقيم من خيلي كم تاثير مي گرفتم. بچه كه بودم دوستهاي خيلي خلافي داشتم اما از همون موقع حواسم بود كه از كسی، چيزي، حرفي تاثير خاصي نگيرم ( البته خودمون مي دونيم كه نميشه صد در صد جلوي نفوذ تاثير رو گرفت اما وقتي رفتار شما نشاندهنده فاكتوري مشخص نباشه عملا تاثيرپذيري كمي نسبت به موضوع داشته اي) به همين دليل هم من خيلي از رفتارهايي كه پسر ها تو سنين مختلف رو انجام مي دهند از خودم بروز ندادم!
مي دونيد من دقيقا از چه حرف مي زنم؟ من دوست زياد داشته ام، بعضيها خيلي بهم نزديك بودند و باعث خيلي تغييرات تو زندگيم هم شده اند اما فكر نمي كنم باز بتونم به آن موارد تاثير گذاري بگم چون تاثير يعني اينكه من پرهام در مواجه با موضوعي با كسي به چيزي دستخوش تغيير بشم! يا يه تكوني بخورم... يه چيزي در درونم شروع بشه به عوض شدن و خودم هم اين رو تا حدي حس كنم، تعريف من از تاثير اينه و به همين علت ميگم موضوع خيلي خاصي به ذهنم نمي رسه!!
توي فيلمهايي كه در سنين كم ديدم يه فيلم خيلي روم اثر گذاشت اونهم به دلايل مخصوص به خودش و يادمه كه فيلم تا مدتها تو ذهنم بود. "مجنون" ساخته ملاقلی پور(خودم همین الان فهمیدم ساخته ایشون بوده!) رو وقتي با خانواده تو سينما ديدم هنگام برگشت فيلم تو ذهنم تكرار ميشد. نمي دونم اگه الان ببينمش چه احساسي بهم ميده! و البته دوست دارم گيرش بيارم و دوباره ببينم.
يه سري تاثيرات ديگه هم هست كه دوست ندارم در خصوصش بنويسم و اونهم مربوط ميشه به موضوعات عشقي و اينكه چقدر پدر من دراومد خب مي تونم بگم تاثير وحشتناكي داشت... بماند.
در كل فكر مي كنم خودم خيلي نخواسته ام كه تاثير بگيرم! بيشتر دوست داشتم انتخاب كنم! حالا نمي دونم كارم درست بوده يا غلط! يا شايدم چيزي واقعا نبوده كه من رو تكون بده.
