اول به این جا یه نگاهی بندازید . این مطلب بصورت ایمیل هم برای من ارسال شده
حالا چرا من می خوام راجع بهش حرف بزنم رو بهتون میگم
من دوباره کل مطلب رو اینجا میارم
"دوستی چند روز پیش قوطی روغن روغن کدبانو خرید و با باز کردن آن متوجه شد یک مارمولک مرده در داخل ان قرار دارد و مسمومیت آن هم مثل سیانور است
دوست ما با وزارت بهداشت تماس گرفت اما مسئولین شرکت روغن مذبور چون با انها هم تماس گرفته بود سریعا خود را رسانده و طبق گفته دوستمان با خواهش و التماس اینکه 2000 نفر تو كارخانه بيكار ميشوند و غیره ... قوطي رو گرفت و برد
البته این دوستمان واقعا اشتباه بسیار بزرگی را مرتکب شده است چون چون مسئله مرگ و زندگي در ميونه و نه بسته شدن شرکت
خوب حالا این محصول را استفاده میکنید؟
به دوستان خود هم بگویید"
خب خبر رسانی اونم خبرهایی که مهم هستند اما بیان نمی شن کار خیلی خوب و جالبیه . اما به شرطی که خبر درست باشه. تو دید اول شاید فکر نکنیم این خبر آیا درست است یا نه.
حالا بپردازیم به مطلب:
مواردی که میشه روش تامل کرد عبارتند از:
1- بیان شده "دوستی" ، و هیچ نامی از دوست و مشخصاتش و همچنین مشخصات کسی که این موضوعات رو بیان میکنه نشده .حالا چرا این فرد نامی از این دوست نبرده و حتی نامی از خودش نبرده رو نمی دونم. (گفتم که این خبر ایمیل هم شده پس مربوط به سایتی که لینک دادم نیست)
2- جمله خیلی خلاصه میگه مارمولک توش بود و مسمومیت سیانور است. خیلی سریع میره سر نوع مسمومیت و چون خیلی مستقیم در این خصوص حرف می زنه دیگه ادامه نمیده ولی معمولا بیان این موضوع به علت اینکه درلحظه دیدن اثر خاص خودش رو داره( جا خوردن ، عصبی شدن، جلب شدن و ...) نمی تونه انقدر کوتاه باشه و اغلب تمایلی در نویسنده وجود داره که انقدر سریع موضوع را تا آخر بیان نکنه و بجاش ماجرا رو با آب و تاب بگه
3- دوست ایشون با وزارت بهداشت تماس گرفته و ... بنظر من مهمترین قسمت همینجاست نه اینکه توی یک خط توضیح داده بشه ! تماس گرفته شده بعدش چی شده ؟ رفتن اونجا ؟ اونا اومدن؟ چه برنامه ای پیش اومده؟؟ و اینکه مسئولین وزارت بهداشت همانند آدمک نشون داده شدن . منظورم این نیست که مسئولین خیلی به فکر هستند اما وقتی همچین قضیه ای پیش میاد اونها کاسه داغتر از آش (شرکت کدبانو) نمیشن همچنین بی تفاوت هم نیستند. نماینده شرکت کدبانو اسم نداشته؟ خودش رو معرفی کرده دیگه!نکرده؟ بعدش اینکه چطوری به همین راحتی جلوی مسئولین وزارت بهداشت اومده قوطی رو گرفته برده!!
4- ایشون دوستشون رو ببو نشون دادن !
5- شما که اول این مطلب رو خوندید اگه می خواستید حرفی بزنید چی میگفتید؟ حرف زیاد بود برای زدن اما ایشون در نهایت از اینهمه مطلب فقط روی یه چیز زوم می کنه و اون اینکه " خوب حالا این محصول را استفاده میکنید؟ " و بدتر از اون اینکه سفارش میکنه به دوستان خود هم بگویید!!! لزوم به سفارش داره؟؟
6- درنهایت اینکه فردی که این مطلب رو نوشته و یا دوستشون آدمهای بی توجهی نبودند و سریعا از قوطی روغن عکس گرفتن . این موضوع خودش نشون می ده که آدمهای ساده ای نبودند اما در ادامه، مطلب جور دیگه ای پیش میره
7- یه موضوع دیگه اینکه اگه دقت کنید این مارمولک در جایی قرار داره که همزمان میشه هم عکس قوطی و آرم کدبانو رو گرفت و هم مارمولک رو. البته شانسی هم می تونه باشه
8- در نهایت اینکه ممکنه تمام مطالبی که نوشته شده درست باشه.و تمام مواردی که من گفتم تصوراتی خیالی. اما بگم نه به این راحتی!
9- به هرحال از این مسائل هست اما اگه اطلاع رسانی هم می خواد بشه بهتره خیلی دقیقتر باشه و موضوع رو بیشتر بیان کنه نه اینکه سفارش کنه چی بخریم و چی نخریم! و اینطور مشکوک باشه که بیشتر غرض ورزی به حساب بیاد(البته از دید من) خود من یک بار خیارشور خریده بودم یکی از مارکهای خیلی معروف کشور بود و شاید باورتون نشه! توی یکی از خیارشورها پر کرم بود اونم از کرمهای سفید با طول حدود یکی دو سانت و یکم تپل ولی اینکه میگم پر بود جدا خیلی زیاد بود . جوری بود که حال هر کسی رو بهم می زد !!! مثل اینکه یک جور کرم خاص هستش که خیار ممکنه داشته باشه اما من تو عمرم هم نه شنیده بودم که خیار کرم داشته باشه و نه دیده بودم (در داخل خیار و در امتداد طولش کرمها قرار داشتند) تا اینکه توی اون ظرف خیارشور دیدم . اولین چیزی هم که فکر کردم ( البته بعد از فکر اینکه حالا می تونم بالا بیارم یا نه) این بود که اگه خارج بودم الان پولدار شده بودم !!! چقدر جریمه می گرفتم. و اینکه چه شامی شد اون شام ما . ساندویچ کالباس بود که دیگه نشد بخوریم!
از رنگهای کدوم پرچم بیشتر خوشتون میاد؟
-----------------------------------------------------------------
اين مطلب رو نتونستم ننويسم . دوباره اومدم نوشتم
مي دونيد که سيد برت فوت کرد-
پينک فلويد گروهي بود که از ديد من کارهاش رو نميشه تکرار کرد!!
اگه شد بعدا راجع بهش مي نويسم
خدا بيامرزدش
بعضی ها خیلی انتقاد می کردند خیلی می خواندند خیلی متفاوت بودند . بعضیها هنوز خیلی انتقاد دارند، خیلی مطالعه میکنند خیلی درک می کنند. اما بعضی از این بعضی ها چیزی را فراموش می کنند. اونها فراموش می کنند که یک انسان هستند که بالقوه می تواند خطا کند. اشتباه می کند و همیشه سر و برتر نیست. آنها فراموش می کنند که وقتی که بالاتر می روند باید بقیه را هم بالا ببرند. آنها فقط می خواهند بالاتر باشند و یا حس کنند که بالاتر هستند. خوشحال میشند از اینکه درکشون از بقیه بیشتره. اما وقتی درکت بیشتر باشه و خودت را ایزوله کنی چه اتفاقی می افته؟ بله احتمال داره از خیلیها هنوز هم بالاتر باشی. احتمال داره هنوز هم توی دلت به دیگران بخندی و فکر کنی "چقدر ابله داریم و چه زیباست که من ابله نیستم". و بعد ایزولاسیون ... خودت هستی و چند نفر مثل خودت و دوباره خودت و آنها ... چرخه دانش تو خودتون می چرخه تو دنیای بسته خودتون. فکر می کنید که دارید به انتهای دنیا می رسید اما مطمئنم نصف موضوعات دورو بر خودتان را هم نمیبینید.فکر می کنید خیلی روشنفکرین اما کور شدید، از وقتی اولین جرقه روشنفکری که در برابرتون ظاهر شد شما کور شدید و از اون روز تا الان کور هستید! قبل از اون کور سویی داشتید و شاید بینایی نسبی اما بعد از آن تنها توهم است که شماها را به پیش می برد. نگاه حقارت آمیزی به دیگران میاندازید و در دل به آنها می خندید. مدتهاست که به این موضوع فکر می کنم. شما همانند روغن شده اید که درون آب نمی مانید! با آب مخلوط نمی شوید به روی آب آمده اید اما از اعماق اقیانوس حرف می زنید!
شما آنقدر نابینا شده اید که حتی تغییر را نمی بینید!! حتی درک نمی کندید X پارسال دیگر X امسال نخواهد بود! شما من را به یاد پدر و مادری می اندازید که هنوز بچه خود را بی دست و پا می داند هنوز فکر می کند فرزندش ترسوست چون سالیان قبل ترس را در او دیده بود، هنوز فکر می کند راستگوست چون چند مدتی به آنها راست می گفته است . اگه روشنفکر هستید پس چرا تا به این حد بسته مانده اید! روشنفکری به مثال استحاله شده است که وقتی دچار آن شوی از سایر مردم جدا و در باتلاق تفکرات وهم انگیز خود و دوستان مشابهت غرق می شوی. اگر تعریف شما از روشنفکری این است، پس وای به حال ما اگر روشنفکران بخواهند کاری انجام دهند! و تویی که خود را دارای تمایلات روشنفکری می پنداری باید مواظب این باتلاق باشی وگرنه تو هم بدتر از چیزی خواهی شد که اکنون هستی.
و من در اطرافم باتلاق زیاد می بینم!
یه خبر عجیب ! نمی دونم درسته یا نه
علتش که می گم نمی دونم اینه که به امور اینترنت در این حد واقف نیستم که بتونم همه چیز رو بطور مطمئن بفهمم. اما از نظر من که درسته!
البته من یادم رفته به چه طریقی می شد آخرین بروزرسانی یک صفحه وب رو فهمید . فکر کنم از روی این موضوع میشه همه چیز رو دریافت.
حالا داستان اینه
جناب احمدی نژاد پارسال در یه مصاحبه با خبرنگاران داشته و مطالب مختلفی رو گفته و از جمله در مورد پدرش صحبت کرده و این خبرگزاری مهر هم صحبتهاش رو نوشته و از جمله نوشته:
"رییس جمهور منتخب ملت گفت که پدرش آهنگری داشت و برای او بسیار زحمت کشید تا در رشته مهندسی عمران وارد دانشگاه علم و صنعت شود و کارشناسی ارشد مهندسی عمران، راه و ترابری و دکترای عمران، راه و برنامه ریزی حمل و نقل را کسب نماید، اما پدر در سال 72 بر اثر حادثه تصادف فوت کرده است."
حالا اگه فرض کنیم درسته چی باید بگیم؟؟؟
آخه آدم می خواد خالی ببنده به هر سبکی هم که ببنده نباید فکر بعدش رو بکنه؟
حالا اگه می خواست حس ترحم مردم جلب بشه لزومی نداشت که این رو بگه که پدرش تصادف می کنه و از دنیا میره
یه چیز دیگه می گفت!
این خبر اختصاصی مهر بوده و جاهای دیگه دنبالش نگردین. چون بقیه جاها اعلام نکردن. به قول خود مهر "
متن خواندنی و منتشر نشده گفت و گوی احمدی نژاد با خبرنگاران قبل از انتخابات" بوده که مورخ 13/4/84 رو سایت گذاشته.
البته الان که نگاه می کنی این قسمت فوت وجود نداره !به گمونم پاک شده از بس آفتاب خورده
اما روی این لینک کلیک کنید که از cache سایت google برداشته شده و در اونجا سانسور نشده!
من گشتم این پایگاه اطلاع رسانی ذوالفقار رو هم دیدم و در اینجا یادشون رفته درستش کنن. شایدم امانت دارهای خوبی هستند!!
حالا دیگه قضاوت با خوانندگان مطلب
پ.ن1. اگه قضیه درست باشه ، خیلی کار بدی کردی احمدی نژاد که به دروغ بابات رو کشتی بچه بد
شما هم از روش ذبح گاو ، گوسفند و ... در کشورمون ناراضی هستید؟
به هر حال این نوع ذبح روشی هست که از دینمون گرفته شده .اغلب شاهد زجر کشیدن حیوون خواهید بود و شاید مثل من سالها باشه که فکر کنید این طرز کشتن مناسب نیست.
مخصوصا با تکنولوژیهای جدید که میشه خیلی سریع سر حیوان رو برید طوری که حتی اون چند ثانیه رو هم از شر چاقو راحت باشه
راستش برای من اين جور كشتن زياد منطقي نيست . به قول خودمون اشرف مخلوقات هستيم اما هر کاری دلمون مي خواد ميكنيم ديگه !
ذبح اسلاميه و حلال شدن گوشت منوط به این جور کشتن میشه . حالا من حكمتش رو نمي دونم چي بوده اما احتمالا بيشتر مربوط به همون دوره صدر اسلام میشده .
اما راستش من يه چيزي فهميدم، كه اگه در یک مورد قانون خاصي وجود نداره همون بهتر كه اصول مذهبي اجرا بشه .
يعني بي قانوني خيلي بدتر از مذهبي بودنه !
مذهب حداقل يه اصولي حالا چه غلط چه درست مي ده كه اگه از اون جديدتر نشده باشي و بروزتر نباشي كاري كه انجام مي دي معمولا بدتره! نمي دونم زمان اسلام چجوري حيوون مي كشتند اما غير از دلايل خاص فكر مي كنم خود نحوه كشتنشون بدتر از اين چيزي بوده كه اسلام ميگه.
به هر حال دین در خیلی از جاها برای خیلی از آدمها چیز خوبیه !! الان که اینها رو دارم می گم یادم اومد در کتاب مرده خواران که از سفرنامه واقعی نوشته شده یک مسلمون میره میبینه که یه عده دیگه که مسلمون نیستند گوسفند را به این روش می کشن: اونقدر با چماق می زنن تو سرش تا حیوون بمیره!!
برگردیم سر حرف اصلیمون ،اين مطالبي رو كه مي گم فهميدم از اونجا ناشي ميشه كه من به يك سايت سر زدم ،ديدم در اين دنياي مدرن انسان پيشرفته ، آدم بعضي جاها آرزوي كشتن به روش اسلامي رو ميكنه .
تو اين سايت همون صفحه اصلي ميتونيد يه فيلمي رو ببيند كه كشتن گاو رو در يه كشتارگاه نشون ميده! براي ديدنش باید سرعت اینترنت کم نباشه و گرنه طول ميكشه
از دوستاني كه ممكنه ناراحت بشن تقاضا مي كنم نبينند من اينجا يكم توضيح مي دم.
همون اولش نمي دونم طرف چه غلطي مي كنه گاو از روي وانت با پشت پرت ميشه رو زمين!( گاو رو با اون هیکل درنظر بگیرید از اون بالا به پشت بیافته !)
بعدش يكي مي خواد بازي كنه انگار هي ميره با چاقوي بلند مثل قمه چپ و راست مي زنه به پاي گاوه !!!!
گاوه رو هدايت مي كنه يه جا كه قبلش يكي ديگه رو زدن كه رو زمين داره جون ميكنه
اين گاوه سر مي خوره مي افته زمين و دوباره بلند ميشه و ....
می زنن تو چشم گاوه و کورش میکنند و ... تا بالاخره می کشنش
مثل اينكه حال مي كنن با اين كارشون بيشتر شبيه تفريحه تا ذبح يه حيوون
سايتي كه رفتم اينه :www.savethesheep.com
(البته دوستان يكي دوتا تصوير هست كه خيلي هم اخلاقي نيست چشماتون رو درويش كنيد.)
آدم اينها رو مي بينه مي گه صد رحمت به همون كشتني كه خودمون ازش ايراد مي گيريم . اينا ديگه كي هستن !
الان دیدم که این تصاویر از کشورهایی مثل مصر .عمان و کویت گرفته شده!! آقایون مسلمون به همون دینتون بچسبید طبق همون روش بکشید! اسلام شماها رو میشناخت که اون روش رو بهتون داد!
(سهيل جان به علت اينكه جواب كامنت شما( در پست سكس و نفي آن ) بسيار طولاني شد آنرا بصورت پست جداگانه نوشتم)
مي گويي كه درد را گفتم درمان را چرا نمي گويم؟ فكر نمي كنم ارائه راهكار از طرف يك نفر به تنهايي درست باشد . مي توانم نظرم را بدهم اما مطمئنا نظرات بسيار بهتري نيز وجود خواهد داشت.
در خصوص ازدواج من كاملا موافقم كه كسانيكه خودشان نيز بدنبال هيچ گونه مسائل جانبي نيستند و به دنبال فردي جهت ازدواج مي گردند بايد هرچه سريعتر شرايط برايشان مهيا گردد تا ازدواج نمايند اما اين افراد بي شمار نيستند. به همين جهت ازدواج براي بقيه راه حل مناسبي نيست.( اما براي اين گروه بسيار خوب است)
اصولا فكر مي كنم كه تزكيه نفس هنگامي كه شما در رفع نيازهاي اوليه خود ناتوان هستي ناكار آمد مي باشد. از ديد من بيان تزكيه نفس و خودداري در اين خصوص همانند اين است كه به كسي بگويي آب كه برطرف كننده نياز تشنگي مي باشد را نخور تا بر اين نياز فائق آيي!چرا فكر مي كنيم نياز جنسي غير از اين است؟
ممكن است تا مدتها بتواني به اين روش ادامه بدهي اما اثرات مخرب آن بيش از منفعتش مي باشد!
يكي از مسائلي كه مي توانم به آن اشاره كنم. آموزش است. درخصوص سكس و ارتباط با جنس مخالف (هر گونه رتباطي) چقدر آموزش ديده ايم چقدر آموزش مي دهيم؟ تقريبا صفر !
دوست دارم دوستان صادق باشن و بگن كه از چه طريقي با اين مسائل آشنا شدند؟ خانواده؟ آموزگاران؟ و يا از طريق دوستان؟ فيلمها مجلات و عكسها ؟
وقتي كه حقيقتي را به شدت انكار مي كنيم نتايج مثبتي هم نمي توانيم انتظار داشته باشيم. يادم مي آيد دوستان من در سنين پايين مطالبي را به غلط از اطراف جمع كرده بودند بدين صورت كه اين عمل را فقط اقراد عادي انجام مي دهند و امامان به طريق ديگري بچه دار مي شدند!!! و در آن موقع فكر مي كردند كه علتش اينست كه امامان گناه نمي كنند!!
بسياري از ما حتي در مورد تغييرات جنسي خودمان بي خبر بوديم و همانند انسانهاي عصر دايناسورها خودمان به كشف تغييرات مي پرداختيم!!
بسياري از دختران كه در حال بالغ شدن هستند و سينه هايشان كمي برجسته تر مي شود كاملا از اين موضوع شرمنده هستند و تا مدتها سعي مي نمايند كه اين موضوع را مخفي نگه دارند!
به نظر شما وقني نوجواني از والدين خود هيچ مطلبي را نشنيده باشد و دوستانش برايش از داستانهاي جذاب و غريب ارتباط با جنس مخالف سخن بگويند و يا از او با عكس و ... پذيرايي نمايند؛ ديگر اعتمادي به پدر و مادر مي ماند؟ پدر و مادري كه چنين موضوع مهمي را ناديده گرفته اند !! و فرزند آنها متوجه اين موضوع مي شود . آيا بعدها به سفارشات والدين خود گوش فرا مي دهد( اگر سفارشي باشد) آيا سخنان آنها را قبول مي نمايد؟
چطور انتظار داريم پسر نوجواني كه در اوج قدرت جنسي خود مي باشد بدون هيچگونه هدايتي و فقط با تزكيه نفس خود را كنترل نمايد!! نمي گويم امكانش نيست اما آنچنان نيرويي به اين نوجوان وارد مي شود كه اگر اين نيرو نيز هدايت نشود اثرات مخربي خواهد داشت.
به نظر من عدم انكار و هدايت و آموزش مي تواند تاثير بسيار مثبتي بر روي اين موضوع ايجاد نمايد.
جوانان حتي نمي دانند به چه طريقي رابطه برقرار نمايند ! حتي مطمئن نيستند كه مواردي را كه در فيلمهاي سكسي ديده اند آيا در زندگي واقعي هم بايد اجرا شود يا نه ! يا كداميك صحيح است !
در اين گونه فيلمها هم اغلب به سرعت سكس شروع مي شود و خيلي سريع به انواع روشهاي عجيب مي رسد! جواني كه فيلم را مي بيند حتي نمي داند كه چگونه شريك جنسي خود را تحريك نمايد آنوقت مي خواهد هر چه در فيلم ديده است را امتحان نمايد! اين جوان حتي شايد نداند معاشقه يعني چه؟ در كجا نمونه اي از آنرا ديده است؟؟
مشكل ديگر هم عدم دسترسي به شرايطي براي ارضا ميباشد! گفته شده بود كه " مسجد هم به هر حال توالت مي خواهد و وجود مكانهايي براي اين موضوع نيز به منزله توالت جامعه ميباشد و اگر اين امر صورت نپذيرد فضولات تمام سطح جامعه را مي گيرد". مخالفت با اين ايده زياد بوده است. يادم هست كه چند سال پيش در دانشگاه نيز يكي از دوستان اين مطلب را عنوان نموده بود و جماعت مونث مخالفت شديدي ابراز كردند. اما من مي گويم با حلوا حلوا دهن شيرين نمي شود. اگر بگوييم كل جامعه مسجد هست و هر روز آنرا تكرار نماييد توالت از بين نمي رود، نمي توانيم جلوي فضولات را بگيريم ، همه جا را مي گيرد و همه را هم در گير مي نمايد.همانطور كه شما شاهد انواع جنايات و تجاوزات رو به گسترش در كشور هستيد! واز طرفي هم هيچ خانم و يا دختري نمي تواند با آرامش در خيابان قدم بزند و از امنيت نسبي برخوردار باشد.
به نظر من اينگونه مكانها بايد وجود داشته باشد اما بخاطر دارم هنگامي كه براي اولين بار مطالبي را در خصوص خانه عفاف مي خواندم آنچنان عصباني شده بودم كه نمي توانستم كم ناسزا بگويم زيرا از دروغ و انحراف تنفر دارم. بيان اين موضوع با عنوان اينكه اين يك امر مقدس است و در راستاي سنت پيغمبر مي باشد! همچنين بيان اين مطلب كه زنانيكه تمايل ندارند يك شوهر ثابت داشته باشند مي توانند به اين امر مقدس مشغول باشند به اندازه كافي ناراحت كننده بود.زيرا جوابي براي اين سوالها پيدا نمي شد: چرا تا ديروز اين موضوع بسيار ناپاك بوده و از امروز سنت پيغمبر شده است! چرا در گذشته مردان مجرد مي بايد تزكيه نفس مي نمودند اما از آن موقع مي توانستند تزكيه به روش سنت پيغمبر داشته باشند و ... چنانچه اين موضوع با همين عنوان صورت مي پذيرفت خط بطلاني بر تمامي اصول بود از اين لحاظ كه اثبات مي نمود در هر شرايطي مسئولين حتي قوانين ديني خود را عوض مي نمايند ، از طرفي جهت دهي اين تشكيلات به دست كساني مي افتاد كه تابحال در زمينه هاي مختلف كم سود ننموده اند و بنظر بازار جديدي براي مافياي داخل بود كه هرچه بيشتر جيبهاي خود را پر نمايد و معلوم نبود بعلت سود رساني بيشتر چه اقدامات ديگري انجام دهد.
من شخصا موافق با اين امر مي باشم اما نه به بهانه هاي عجيب و غريب و فرضيات جالب!
به قول يكي از دوستان مردمان بسياري كشورها در استخرهاي مختلط نيز به فكر سكس نمي باشند ليكن در اينجا مردم در تاكسي هم با هم سكس مي نمايند!
بسته نگه داشتن مردم نيز بر روي اين موضوع بسيار موثر است. مي توانيم جلوي حركات مردم را بگيريم اما آيا مي توانيم جلوي تفكر آنها را نيز بگيريم؟ مردماني كه جز نصيحت ، پند و اندرز هيچ مطلبي ديگري را نشنيده اند. جواناني كه مجبور به خود ارضايي مي باشند و نيز افراد كنجكاو آيا وقتي دسترسي به منابعي براي ارضاء كنجكاوي و يا نيازهاي خود دارند آنرا از خود دريغ مي نمياند؟ جواب بسيار واضح است . نه !! اما نبود اطلاعات درست در اين زمينه تنها و تنها به آن شدت مي بخشد و آنرا تشديد مي كند. آگاهي نيز مي تواند هدايت كننده خوبي باشد.
اما چه كسي اين آگاهي را به ديگران ارزاني مي دارد؟
