--احمدي نژاد در يك ربع آخر خود را از بازنده، به يك بازنده تمام عيار تبديل كرد--
ديشب احمدي نژاد بازنده مناظره با محسن رضايي بود، رضايي سعي كرد ضمن تعريفهاي نسبي به ايرادات دولت بپردازد آنهم به گونهاي كه علنا دروغهاي احمدي نژاد را نشانه نرود. اما احمدي نژاد به خاطر خصوصيات فردي كه دارد و عليرغم سفارشهاي اكيد مبني بر عدم گير دادن به رضايي به او شده بود نتوانست خودش را كنترل كند. او رفته رفته عصباني شد و در نهايت به روشهاي اصلي خودش بازگشت. اما از آنجا كه رضايي هوشمند بود جوابها و آرامشش بيشتر احمدي نژاد را آزرده ميكرد.
در يك ربع آخر احمدينژاد بطور شديدي تلاش كرد كاري انجام دهد اما نتايج كاملا بالعكس بود و بطرز بسيار بدي شكست خورد
ماجراي يك ربع آخر اينچنين شروع شد كه احمدي نژاد سبك خودش را عوض كرد و به سمت بازجويي پيش رفت، سعي كرد با سوالات پشت سر هم رضايي را گير بياندازد (در صورتيكه اين روش در مناظره تعيين نشده بود و مجاز نبود).
احمدي نژاد به رضايي گفت كه شما اول انقلاب دولت را كنترل مي كرديد؟ و با سوالات بيشتر سعي كرد رضايي را زير سوال ببرد كه رضايي به او گفت خوبه شما تاريخ يادتون رفته، احمدي نژاد گفت نه تاريخ يادم نرفته، رضايي گفت چرا ديگه! حالا شما بريد به تاريخ مراجعه كنيد!
بعد از اون احمدي نژاد خواست به بيينده القا كند كه رضايي فقط تئوري مي بافد، كه رضايي ديگر با اين حركات احمدي نژاد تصميم گرفت جوابهاي محكمتري به احمدي نژاد بدهد. به همين علت در جواب حرف احمدي نژاد كه شما ميخواهيد قيمت را تغيير ندهيد و ... گفت: ما اول هزينه ها را كاهش ميدهيم، رضايي ادامه داد: اين خوردوهاي بنجلي كه درست ميشه، اين آبگرمكنها و اين تجهيزاتي كه كارخانجات دولتي به مردم تحميل ميكنند و هزينه ها را ميبرند بالا، ما اول از اينجا شروع ميكنيم، نه اينكه قيمت رو ببريم بالا. واقعا اگر مجلس اين طرح جنابعالي رو تصويب كرده بود و تورم 60-70 درصد ميشد معلوم نبود چه اتفاقي ميافتاد!
بعدش احمدي نژاد خواست بگه كه اين كارها و حرفهاي رضايي شدني نيست، رضايي در جواب بيان كرد كه اين اشكال دولت شماست! احمدي نژاد: نه اشكال طرح شماست، رضايي گفت شما نميتونيد امنيت بديد به كارآفرينها ... يه مثال هم زد. و ادامه داد: من امنيت ميدم و اونها هم سرمايه گذاري ميكنند
احمدي نژاد خواست باز دفاع كنه، بيان كرد كه اين حرفهاي شما يك ادعا هستش، سپس سعي كرد كه بگه تو ميخواي الكي گير بدي، گفت اين حرفها براي من و شما خوب نيست كه با هم اينجوري حرف بزنيم و بايد واقعي صحبت كنيم!... در نهايت خواست رضايي رو ضربه كنه براي همين گفت: من يك سوال ساده و واضح ميپرسم اگه ميتوني جواب بده!
رضايي گفت اولين كاري كه ميكنم اينه كه تو سيستم بانكي دخالت نخواهم كرد، كه ناراحتي احمدي نژاد در همان لحظه با زمزمه اوهوووم!! (به معني نه بابا! ) بود! و در جواب چندين بار بيان كرد كه من همچين كاري نكردهام و ...
در نهايت احمدي نژاد احساس كرد كه نه تنها نتونسته حال رضايي رو بگيره بلكه هر كاري كرده خودش توش گير كرده، به همين علت از آخرين حربه خودش استفاده كرد. كه همان حربه تهمت زدن و زير سوال بردن است. بنابراين برگشت گفت من نميخواستم واقعا اينطوري بشه كه ايراد بگيريم از دوستان خودمون .... در ادامه گفت شما دو سال قبل ادعا كردي كه يك ماه ديگه جنگ ميشه آيا نظر نخبگان بود؟ بعدش گفتي كه چون من گفتم آمريكا حمله نكرد. در اين مرحله اين سوال رو مطرح كرد كه شما به عنوان يك سياستمدار اگر هم ميدانستي آيا بايد ميگفتي؟ آيا بايد پشت مردم رو خالي ميكردي؟
ديگه در اينجا رضايي برگشت و با بيانش يك چك محكم زد تو گوش احمدي نژاد، گفت: من يكي از اشكالات جديام به احمدي نژاد اينه كه ايشون خودشون رو فوق تخصص همه مسائل ميدونن! يعني تو بحث امنيت ملي فكر مي كنند تنها ايشون مثلا خيلي ميفهمه! يا تو اقتصاد .. همين هم باعث شده يك نوع تنهايي در اطراف ايشون بوجود بياد.
در نهايت هم اضافه كرد كه جنگ قطعي بود و با هشياري رهبري، نيروهاي مسلح، انجام مانورها و نيز اعلام چندباره در همه جاي دنيا مبني بر تصميم حمله آمريكا به ايران پيشگيري شد،
در آخرين لحظه هم گفت آقايون اومدند معيار بيكاري رو عوض كردن، 2 ساعت كار در هفته رو بيكاري حساب نكردن و ...
در جواب نهايي هم اضافه كرد ايشون ميگفت نفت مگه ممكنه از 100 دلار بياد پايين، يك ماه بعد اينطور شد.
و اينچنين بود كه احمدينژاد بازي باخته را بيشتر باخت!